تفسیر غزل عمریست تا به راه غمت رو نهادهایم حافظ | شرح کامل عاشقانه
غزل ۳۶۵
عمریست تا به راه غمت رو نهادهایم
روی و ریای خلق به یک سو نهادهایم
طاق و رواق مدرسه و قال و قیل علم
در راه جام و ساقی مه رو نهادهایم
هم جان بدان دو نرگس جادو سپردهایم
هم دل بدان دو سنبل هندو نهادهایم
عمری گذشت تا به امید اشارتی
چشمی بدان دو گوشه ابرو نهادهایم
ما ملک عافیت نه به لشکر گرفتهایم
ما تخت سلطنت نه به بازو نهادهایم
تا سحر چشم یار چه بازی کند که باز
بنیاد بر کرشمه جادو نهادهایم
بی زلف سرکشش سر سودایی از ملال
همچون بنفشه بر سر زانو نهادهایم
در گوشه امید چو نظارگان ماه
چشم طلب بر آن خم ابرو نهادهایم
گفتی که حافظا دل سرگشتهات کجاست
در حلقههای آن خم گیسو نهادهایم

تصویر تاریخی تصنیف خزان عشق شد خزان گلشن آشنایی در فضای موسیقی ایرانی
📖 تفسیر تکبهتک غزل شماره ۳۶۵ حافظ (عمریست تا به راه غمت رو نهادهایم)
منبع اصلی این تفسیر، «شرح جلالی بر حافظ» است که در چندین وبسایت معتبر به عنوان مرجع ذکر شده است . همچنین از تفاسیر «حافظ نامه» بهاءالدین خرمشاهی و «شاخ نبات حافظ» نوشته دکتر محمدرضا برزگر خالقی برای تکمیل استفاده شده است . این غزل از جمله غزلیات عاشقانه و عارفانه حافظ است که در آن شاعر از یکسو به ترک دنیا و ریا و از سوی دیگر به دلبستگی کامل به معشوق اشاره دارد .
بیت اول:
عمریست تا به راه غمت رو نهادهایم
روی و ریای خلق به یک سو نهادهایم
شرح: مدتهاست که روی خود را به راه غم عشق تو نهادهایم و ظاهرسازی و ریاکاری مردم را به کناری گذاشتهایم .
بیت دوم:
طاق و رواق مدرسه و قال و قیل علم
در راه جام و ساقی مهرو نهادهایم
شرح: درس و بحث مدرسه و مجادلات علمی را در راه شراب و دیدار ساقی زیبارو رها کردهایم . «قال و قیل» به معنای بحث و جدل است .
بیت سوم:
هم جان بدان دو نرگس جادو سپردهایم
هم دل بدان دو سنبل هندو نهادهایم
شرح: جان را به آن دو چشم مست و افسونگر سپردهایم و دل را اسیر گیسوان سیاه و تابدار معشوق کردهایم. یعنی دل و جان را در راه عشق یار باختهایم . «هندو» در شعر کلاسیک به معنای زلف سیاه و راهزن است .
بیت چهارم:
عمری گذشت تا به امید اشارتی
چشمی بدان دو گوشه ابرو نهادهایم
شرح: عمری است که به گوشه ابروی معشوق چشم امید بستهایم تا اشاره لطف و محبتی از او ببینیم .
بیت پنجم:
ما ملک عافیت نه به لشکر گرفتهایم
ما تخت سلطنت نه به بازو نهادهایم
شرح: ما سرزمین عافیت و رستگاری را با لشکر و جنگ نگرفتهایم و تخت پادشاهی را با زور بازو به دست نیاوردهایم. هرچه داریم از آزادگی و جوانمردی است، نه از قدرت و ثروت .
بیت ششم:
تا سحر چشم یار چه بازی کند که باز
بنیاد بر کرشمه جادو نهادهایم
شرح: تا ببینیم که چشم مست و افسونگر معشوق چه بازی میکند، بار دیگر اساس کار خود را بر ناز و غمزه چشم جادوگر او نهادهایم .
بیت هفتم:
بی زلف سرکشش سر سودایی از ملال
همچون بنفشه بر سر زانو نهادهایم
شرح: دور از زلف پریشان و سرکش معشوق، از دلتنگی، سر سودازده خود را همچون بنفشه بر سر زانو نهادهایم .
بیت هشتم:
در گوشه امید چو نظارگان ماه
چشم طلب بر آن خم ابرو نهادهایم
شرح: در گوشه امید و آرزو، مانند تماشاگران ماه، چشم طلب و نیاز بر هلال ابروی زیبای معشوق نهادهایم تا اشاره لطف و محبتی به ما نماید .
بیت نهم:
گفتی که حافظا دل سرگشتهات کجاست
در حلقههای آن خم گیسو نهادهایم
شرح: پرسیدی که ای حافظ، دل سرگردان و آوارهات کجاست؟ آن را در حلقههای زلف تابدار و پیچیدهات به بند کشیدهایم .
🎶 اجراهای شاخص و جزئیات فنی
بر اساس جستجوی انجامشده در منابع تخصصی، یک اجرا از این غزل شناسایی شد که در ادامه به آن اشاره شده است:
- خواننده: علی موسوی گرمارودی
- اطلاعات تکمیلی: در منابع موجود، جزئیات دستگاه، نوازنده و منبع این اجرا ثبت نشده است.
نکته قابل توجه: این غزل از جمله غزلیات پرمخاطب حافظ است که به دلیل بیان احساسات عمیق عاشقانه و ترک تعلقات دنیوی، در محافل عرفانی و موسیقیایی مورد توجه قرار گرفته است.
📱 پیشنهاد ویژه: اپلیکیشن نینوایان
برای دسترسی به آرشیو کاملی از نتها، اجراهای بینظیر و برنامههای ماندگار موسیقی ایران، قویاً توصیه میشود که اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید. این اپلیکیشن یک بانک جامع و ارزشمند از گنجینه موسیقی اصیل ایرانی است.
همچنین میتوانید از این لینک برای دانلود از مایکت استفاده کنید.
📱 برای دارندگان آیفون و اپل: کاربران گرامی میتوانند از وباپلیکیشن نینوایان استفاده نمایند.

دیدگاهها