محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۲۹۱. چه بود گر نقاب بگشایی

تاریخ: 30 تیر 1399
بازدید: 194

غزل ۲۹۱

چه بود گر نقاب بگشایی؟

بی‌دلان را جمال بنمایی؟

مفلسان را نظاره‌ای بخشی؟

خستگان را دمی ببخشایی؟

عمر ما شد، دریغ! ناشده ما

بر سر کوی تو تماشایی

با وصالت نپخته سودایی

از فراغت شدیم سودایی

چه توان کرد؟ یار می‌نشنوی

هیچ باشد که یار ما آیی؟

جان را به چهره شاد کنی؟

دل ما را به غمزه بربایی؟

بی تومان جان و دل نمی‌باید

دل ما را به جان تو می‌بایی

پرده بردار، تا سر اندازیم

به سر کوی تو، ز شیدایی

ور بر آنی که خون ما ریزی

غمزه را حکم کن، چه می‌پایی؟

مفلسانیم بر درت عاجز

منتظر گشته تا چه فرمایی؟

چون عراقی امید در بسته

تا در بسته، بو که، بگشایی

برچسب‌ها:

اپلیکیشن جامع نی نوازی

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir