محصول به سبد خرید اضافه شد
0

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم

تاریخ: 20 آبان 1398
بازدید: 258

غزل    ۳۵۰

 

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم

بهار توبه شکن می‌رسد چه چاره کنم

 

سخن درست بگویم نمی‌توانم دید

که می خورند حریفان و من نظاره کنم

 

چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه

پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم

 

به دور لاله دماغ مرا علاج کنید

گر از میانه بزم طرب کناره کنم

 

ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت

حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم

 

گدای میکده‌ام لیک وقت مستی بین

که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم

 

مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی

چرا ملامت رند شرابخواره کنم

 

به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی

ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم

 

ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ

به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir