محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۱۶۵. که می‌رود به شفاعت که دوست بازآرد

تاریخ: 21 آذر 1398
بازدید: 6

غزل ۱۶۵

که می‌رود به شفاعت که دوست بازآرد

که عیش خلوت بی او کدورتی دارد

 

که را مجال سخن گفتنست به حضرت او

مگر نسیم صبا کاین پیام بگزارد

 

ستیزه بردن با دوستان همین مثلست

که تشنه چشمه حیوان به گل بینبارد

 

مرا که گفت دل از یار مهربان بردار

به اعتماد صبوری که شوق نگذارد

 

که گفت هر چه ببینی ز خاطرت برود

مرا تمام یقین شد که سهو پندارد

 

حرام باد بر آن کس نشست با معشوق

که از سر همه برخاستن نمی‌یارد

 

درست ناید از آن مدعی حقیقت عشق

که در مواجهه تیغش زنند و سر خارد

 

به کام دشمنم ای دوست این چنین مگذار

کس این کند که دل دوستان بیازارد

 

بیا که در قدمت اوفتم و گر بکشی

نمیرد آن که به دست تو روح بسپارد

 

حکایت شب هجران که بازداند گفت

مگر کسی که چو سعدی ستاره بشمارد

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir