محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۴۳۸ نهج البلاغه: جهالت، عامل عداوت

تاریخ: 13 اردیبهشت 1399
بازدید: 30

جهالت، عامل عداوت

مردم دشمن چه چیزند؟

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه بسیار کوتاه و پرمعنا مى فرماید: «مردم دشمن چیزى هستند که نمى دانند»; (النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا).

همان گونه که در سند این گفتار حکیمانه ذکر شد این جمله عیناً در حکمت ۱۷۲ بدون هیچ تغییرى آمده و در آن جا تفسیرهاى سه گانه اى براى آن ذکر کردیم و در این جا اضافه مى کنیم که ممکن است بسیارى از امور داراى فواید زیادى باشد اما شخصى که از آن بى خبر است با آن به مخالفت برمى خیزد همان گونه که قرآن مجید مى فرماید: «(کُتِبَ عَلَیْکُمْ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَعَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ); جهاد در راه خدا بر شما مقرّر شد; در حالى که برایتان ناخوشایند است.

 

چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آن که شرِّ شما در آن است و خدا مى داند، و شما نمى دانید».[۱]

افراد ناآگاه که به اهمیت جهاد و تأثیر آن در عظمت و عزت مسلمین واقف نیستند آن را امرى خشونت آمیز و زیانبار مى پندارند و طبیعى است که با آن به عداوت برخیزند یا براى آن ها ناخوشایند باشد. اما مؤمنان آگاه که به اسرار جهاد و حتى شهادت فى سبیل الله آشنا هستند به آن عشق مى ورزند. داروهاى تلخ و شفابخش براى کودکى که از آن اطلاعى ندارد تنفرآمیز است و به این آسانى حاضر به نوشیدن آن نیست و با آن دشمنى مى کند در حالى که افرادى که از آثار آن دارو باخبرند براى به دست آوردن آن هرگونه بهایى را مى پردازند و با عشق و علاقه آن را مى خورند.

مؤید این سخن گفتارى است که به عنوان یک اصل کلى، بعضى از روانشناسان اظهار کرده و مثال روشنى نیز براى آن ذکر نموده اند و آن این که جهل انسان به شرایط محیط، محیط را براى او غیر قابل تحمل مى کند اما هنگامى که از آن شرایط باخبر مى شود ناگهان همه چیز براى او قابل تحمل مى گردد.

 

آن ها در مثالشان چنین مى گویند: شخصى در حال مسافرت با قطار با مسافر دیگرى همنشین شد که چند فرزند خردسال شلوغ داشت ولى آن ها را از کارهاى نادرستشان باز نمى داشت. این مرد مسافر بسیار عصبانى شد و رو به پدر آن بچه ها کرد و گفت: چرا مراقب آن ها نیستى؟ آن مرد با چشم هاى اشکبار گفت: ببخشید همسرم در بیمارستان در حال سختى است و من در فکر او بودم و از کودکان غافل شدم. این مرد با شنیدن این سخن و آگاه شدن از دلیل عدم مراقبت پدر، وضعش دگرگون شد، عذرخواهى کرد و بچه ها را نوازش نمود و روحش آرام گرفت. آرى، هنگامى که آن مرد از شرایط موجود آگاه شد عداوت او به دوستى مبدل گشت.

در مسائل اعتقادى در طول تاریخ بسیار دیده شده است که دو گروه به جان هم افتاده اند و علت اصلى آن بى خبر بودن از اعتقاد دیگرى بوده است و اگر آگاه بودند نه تنها به عداوت برنمى خاستند بلکه با هم دوستى داشتند.
در داستان معروفى که یکى از شعرا آن را به شعر درآورده مى خوانیم که شخصى یک درهم به جماعتى داد که یکى از آن ها فارس بود و دیگرى عرب و دیگرى ترک و دیگرى رومى و گفت که هرچه مى خواهید با آن بخرید. شخصى که فارس بود گفت: انگور مى خواهم، عرب گفت: عنب دوست دارم، آن که ترک بود گفت: نمى شود باید اوزوم بخریم، چهارمى گفت: امکان ندارد باید استافیل تهیه کرد. همه یک چیز مى گفتند اما براثر ناآگاهى به جان هم افتادند و قیل و قال کردند:

در تنازع آن نفر جنگى شدند *** که ز سرّ نام ها غافل بدند
مشت برهم مى زدند از ابلهى *** پر بدند از جهل و از دانش تهى
صاحب سرّى عزیزى صد زبان *** گر بدى آن جا بدادى صلحشان

کلام حکیمانه مولا(علیه السلام) پیام روشنى به همه مصلحان جهان مى دهد که اگر مى خواهید جوامع بشرى اصلاح شود باید کار فرهنگى کنید و جهل ها را به علم مبدل سازید چراکه تا افراد، جاهل اند دشمنى آن ها با هرگونه اصلاح، طبیعى است و اگر آگاه شوند با پاى خود شتابان به سوى آن خواهند رفت.[۲]
*****
پی نوشت:
[۱]. بقره، آیه ۲۱۶.
[۲]. سند گفتار حکیمانه: این گفتار حکیمانه را مرحوم سید رضى عیناً و بدون کم و زیاد در حکمت ۱۷۲ آورده و گویا براثر طولانى شدن فاصله زمانى بین این دو نوشته فراموش کرده است که آن را قبلا آورده و به هر حال در کتاب مصادر منابع زیادى براى آن در ذیل همان حکمت ۱۷۲ آمده که عیناً در این جا نقل مى کنیم: (منابعى که قبل یا بعد از سید رضى بوده اند) ازجمله جاحظ در کتاب المأه المختاره من کلامه(علیه السلام) و مفید در کتاب اختصاص و میلانى در مجمع الامثال و زمخشرى در ربیع الابرار وحصرى در زهر الآداب و ثعالبى در خاص الخاص (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص۳۰۴). در کتاب مطالب السؤول نیز این جمله با کمى تفاوت در ضمن جمله هاى دیگرى نقل شده است و مرحوم علامه مجلسى آن را در جلد ۷۵ بحارالانوار، صفحه ۱۴ آورده است.

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir