حکمت ۳۹۵ نهج البلاغه: قناعت به حد کفایت
زندگى ساده قانع کننده است:
امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به نکته اى که در طرز زندگى انسان بسیار مؤثر است اشاره کرده، مى فرماید: «به هر مقدار (از دنیا) قناعت کنى همان براى تو کافى است»; (کُلُّ مُقْتَصَر عَلَیْهِ کَاف).
اشاره به این که نیاز آدمى با نحوه تفکر و روحیات او متفاوت مى شود. انسان قانع مى تواند با زندگى ساده اى بسازد در حالى که افراد غیر قانع فکر مى کنند نیاز آن ها با این گونه زندگى ها تأمین نمى شود و باید امکانات فراوان در اختیار داشته باشند; منزل وسیع همچون یک قصر، وسایل منزل گسترده و در حد آن، خادمان فراوان، مرکب هاى سوارى، سفره هاى رنگین و امثال آن. گاهى تصور مى کنند این ها همه نیازهاى اصلى زندگى آنهاست و گاه نام آن را زندگى در حد شأن مى گذارند که همه این ها فریب نفس اماره است.
اگر روح قناعت بر آن ها حاکم باشد مى دانند این ها فوق نیاز بلکه اسراف است. همانطور که در عبارت کفعمى خواندیم که طبق آن امام(علیه السلام) مى فرماید: آنچه مافوق میانه روى است اسراف مى باشد; (کل ما زاد على الاقتصاد اسراف).[۱]
امام(علیه السلام) در گفتار حکیمانه دیگرى که مرحوم علامه مجلسى آن را در بحارالانوار نقل کرده مى فرماید: «مَنْ لَمْ یقْنِعْهُ الْیسِیرُ لَمْ ینْفَعْهُ الْکَثِیرُ; کسى که مقدار کم، او را قانع نسازد مقدار زیاد (از دنیا) نیز او را قانع نخواهد ساخت».[۲]
در حدیث دیگرى از آن حضرت آمده است: «ابْنَ آدَمَ إِنْ کُنْتَ تُرِیدُ مِنَ الدُّنْیا مَا یکْفِیکَ فَإِنَّ أَیسَرَ مَا فِیهَا یکْفِیکَ وَ إِنْ کُنْتَ إِنَّمَا تُرِیدُ مَا لاَ یکْفِیکَ فَإِنَّ کُلَّ مَا فِیهَا لاَ یکْفِیکَ; اى فرزند آدم! اگر از دنیا به مقدارى که لازم است و کفایت مى کند بخواهى، ساده ترین زندگى براى تو کافى است اما اگر چیزى فراتر از آن بخواهى تمام دنیا را هم به تو بدهند تو را کفایت نمى کند».[۳]
این مطلب در میان مردم معروف است و تجربه نیز آن را نشان داده و در اخبار اسلامى هم منعکس مى باشد که انسان اگر در مسیر حرص قرار بگیرد هیچ چیز او را سیر نمى کند و صاحب «نفس لا یشبع» یعنى روح سیرى ناپذیر مى گردد.
در حدیث معروف قدسى که امام صادق(علیه السلام) آن را نقل فرموده مى خوانیم: «إِنَّ فِیمَا نَزَلَ بِهِ الْوَحْى مِنَ السَّمَاءِ لَوْ أَنَّ لاِبْنِ آدَمَ وَادِیینِ یسِیلاَنِ ذَهَباً وَ فِضَّهً لاَبْتَغَى إِلَیهِمَا ثَالِثاً یا ابْنَ آدَمَ إِنَّمَا بَطْنُکَ بَحْرٌ مِنَ الْبُحُورِ وَ وَاد مِنَ الاَْوْدِیهِ لاَ یمْلاَُهُ شَىءٌ إِلاَّ التُّرَابُ; ازجمله وحى هاى آسمانى این بود که اگر انسان دو رودخانه از طلا و نقره داشته باشد باز هم رود سومى را مى خواهد. اى فرزند آدم! شکمت دریایى از دریاها و دره اى از دره هاست که چیزى جز خاک آن را پر نمى کند».[۴]
به گفته سعدى:
گفت چشم تنگ دنیادوست را *** یا قناعت پر کند یا خاک گور
این سخن را با روایت دیگرى از امام صادق(علیه السلام) پایان مى دهیم: «شَکَا رَجُلٌ إِلَى أَبِى عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) أَنَّهُ یطْلُبُ فَیصِیبُ وَ لاَ یقْنَعُ وَ تُنَازِعُهُ نَفْسُهُ إِلَى مَا هُوَ أَکْثَرُ مِنْهُ وَ قَالَ عَلِّمْنِى شَیئاً أَنْتَفِعْ بِهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) إِنْ کَانَ مَا یکْفِیکَ یغْنِیکَ فَأَدْنَى مَا فِیهَا یغْنِیکَ وَ إِنْ کَانَ مَا یکْفِیکَ لاَ یغْنِیکَ فَکُلُّ مَا فِیهَا لاَ یغْنِیکَ; مردى به امام صادق(علیه السلام) شکایت کرد و عرضه داشت که به دنبال چیزهایى (از دنیا) مى رود و به آن مى رسد ولى باز هم قانع نیست و نفس او پیوسته بیش از آن را مى طلبد و گفت: چیزى به من بیاموز که از آن بهره مند شوم. امام(علیه السلام) در پاسخ، مطلبى فرمود که تعبیر دیگرى از کلام حکیمانه مورد بحث است، فرمود: اگر آن اندازه که تو را کفایت مى کند تو را بى نیاز سازد، کمترین چیز دنیا سبب بى نیازى توست و اگر بى نیازت نسازد همه دنیا را هم به تو بدهند باز هم (عطش تو فرو نمى نشیند و) بى نیاز نخواهى شد[۵]. [۶]
*****
پی نوشت:
[۱]. محاسبه النفس، ص ۷۴.
[۲]. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۷۶، ح ۳۳.
[۳]. کافى، ج ۲، ص ۱۳۸، ح ۶.
[۴]. من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴۱۸، ح ۵۹۱۲.
[۵]. کافى، ج ۲، ص ۱۳۹، ح ۱۰.
[۶]. سند گفتار حکیمانه: تنها منبع دیگرى که مرحوم خطیب در مصادر براى این کلام حکمت آمیز آورده مجمع الامثال میدانى است و مى دانیم میدانى بعد از مرحوم سید رضى مى زیسته است (متوفاى ۵۱۸) (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۸۳).


دیدگاهها