محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۳۷۵ نهج البلاغه: نکوهش بی‌تفاوتی نسبت به منکر

تاریخ: 17 اردیبهشت 1399
بازدید: 38

نکوهش بی‌تفاوتی نسبت به منکر

 

 

قلب هاى واژگونه!

این کلام نورانى در واقع تکمیل بر دو گفتار حکیمانه اى است که قبلا تحت شماره ۳۷۳ و ۳۷۴ آمد و ناظر به مراحل سه گانه امر به معروف و نهى از منکر است و در واقع هرکدام از زاویه اى به این مسئله مهم مى نگرد.

«در این جا ابوجحیفه[۱] مى گوید: من از امیرمؤمنان(علیه السلام) شنیدم که مى فرمود: نخستین مرحله اى از جهاد که از شما مى گیرند و در آن مغلوب مى شوید جهاد با دست (جهاد عملى) است سپس جهاد با زبان و بعد جهاد با قلب»; (وَ عَنْ أَبِی جُحَیْفَهَ قَالَ: سَمِعْتُ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) یَقُولُ: أَوَّلُ مَا تُغْلَبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْجِهَادِ الْجِهَادُ بِأَیْدِیکُمْ، ثُمَّ بِأَلْسِنَتِکُمْ ثُمَّ بِقُلُوبِکُمْ).

روشن است که ظالمان و دشمنان اسلام نخست تلاش مى کنند چراغ پرفروغ امر به معروف و نهى از منکر عملى را از مسلمانان بگیرند و اجازه ندهند کسى عملاً امر به معروف یا نهى از منکر کند مبادا موقعیت آن ها به خطر بیفتد.

هنگامى که جهاد عملى را خاموش کردند به سراغ جهاد زبانى مى روند و اجازه نمى دهند کسى بر فراز منابر یا در مجامع دیگر امر به معروف و نهى از منکر کند و کسانى را که اقدام به این کار کنند تحت تعقیب قرار مى دهند و حتى در تاریخ مى خوانیم که گاه زبان بعضى از آن ها را قطع مى کردند تا نتوانند امر به معروف و نهى از منکر کنند

و بساط ظالمان را متزلزل سازند مانند آنچه درباره میثم تمار، آن یار باوفا و دوست مخلص على(علیه السلام) نقل شده که حتى هنگامى که او را به چوبه دار آویزان کردند (معمول بود طناب را زیر بغل شخصى که مى خواستند به دار بیاویزند قرار مى دادند) باز بر فراز چوبه دار فضایل على(علیه السلام) را بیان مى کرد. ابن زیاد دستور داد زبانش را قطع کردند.
یا این که همچون ابوذر به نقطه دور افتاده اى تبعید مى شدند تا کسى پیام زبان حق گویشان را نشنود آن گونه که در زمان معاویه و خلیفه سوم روى داد.

و هنگامى که این مرحله از جهاد را گرفتند تبلیغات منفى را آغاز مى کنند به گونه اى که آن حالت تنفر قلبى را به تدریج از مردم بگیرند تا شعله جهاد با قلب نیز خاموش شود و یا این که وقتى جهاد عملى و جهاد با زبان گرفته شد و مدتى گذشت به تدریج انسان ها زشتى منکرات را فراموش مى کنند همان گونه که انسان ماهر در انجام یک کار اگر مدتى آن را ترک کند مهارت خود را به کلى از دست خواهد داد.
بعضى از شارحان نهج البلاغه احتمال دیگرى در تفسیر این کلام داده اند و آن این که وقتى حاکمیت ظالمان ادامه پیدا کند نسل هایى که بعداً روى کار مى آیند زشتى منکرات را فراموش مى کنند و به این ترتیب جهاد با قلب نیز ترک مى شود.

آنگاه امام(علیه السلام) در یک نتیجه گیرى پرمعنا مى فرماید: «کسى که حتى با قلبش از نیکى ها طرفدارى و با منکرات مبارزه نکند قلبش واژگونه مى شود، بالاى آن پایین و پایین آن بالا قرار مى گیرد»; (فَمَنْ لَمْ یَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً، وَ لَمْ یُنْکِرْ مُنْکَراً، قُلِبَ فَجُعِلَ أَعْلاَهُ أَسْفَلَهُ وَ أَسْفَلُهُ أَعْلاَهُ).

معلوم است که منظور از «قلب» در این جا آن عضو صنوبرى که وسیله رسانیدن خون به تمام اعضاى بدن است نمى باشد بلکه قلب در این جا به معناى عقل و حس تشخیص است زیرا یکى از معانى قلب در لغت، همان عقل است. اشاره به این که انسان حس تشخیص نیک و بد را در چنان محیطى از دست مى دهد و به تدریج نیکى ها در نظرش زشت و زشتى ها در نظرش زیبا خواهد شد.

در حدیثى پرمعنا و پیشگویانه از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) چنین مى خوانیم: «کَیفَ بِکُمْ إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُکُمْ وَ فَسَقَ شَبَابُکُمْ وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَقِیلَ لَهُ وَ یکُونُ ذَلِکَ یا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیفَ بِکُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْکَرِ وَ نَهَیتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ فَقِیلَ لَهُ یا رَسُولَ اللَّهِ وَ یکُونُ ذَلِکَ قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیفَ بِکُمْ إِذَا رَأَیتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْکَراً وَ الْمُنْکَرَ مَعْرُوفاً; چگونه خواهید بود هنگامى که زنان شما فاسد شوند و جوانان شما فاسق و امر به معروف و نهى از منکر را ترک کنید؟ کسى عرض کرد: اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)! آیا چنین امرى واقع مى شود؟ پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: آرى و بدتر از این واقع خواهد شد. چگونه خواهید بود هنگامى که امر به منکر مى کنید و نهى از معروف؟ عرض کردند: اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)! آیا چنین چیزى واقع خواهد شد؟ فرمود: آرى و بدتر از این روى مى دهد. چگونه خواهید بود هنگامى که معروف را منکر و منکر را معروف (و زیبایى ها را زشت و زشتى ها را زیبا) خواهید دید؟».[۲]

در قرآن مجید نیز آمده است که یکى از کارهاى شیطان این است که زشتى ها را در نظر انسان زیبا نشان مى دهد: «(وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لاَ یَهْتَدُونَ); و شیطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آن ها را از راه بازداشته; و ازاین رو هدایت نمى شوند!».[۳]

این کار مخصوص شیاطین جن نیست بلکه شیطان هاى انسان نما نیز این کار را انجام مى دهند.[۴]

*****
پی نوشت:
[۱]. نام او وهب بن وهب و بعضى گفته اند وهب بن عبد الله سوائى است که در خردسالى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را درک کرد و جزء جوان ترین صحابه محسوب مى شود با این حال احادیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) شنیده و روایت کرده است. در حدیثى آمده است که ابو جحیفه غذاى فراوانى خورده بود و خدمت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) رسید و در حضور آن حضرت آروغى زد.

پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: ابو جحیفه چنین مکن. کسى که در دنیا بیش از همه سیر شود در قیامت بیش از همه گرسنه خواهد بود. ابو جحیفه که این سخن را شنید دیگر هرگز شکم خود را پر از غذا نمى کرد حتى فرداى شبى که شام مى خورد، صبحانه نمى خورد و آن روز که صبحانه مى خورد شام نمى خورد (و گفتار پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را به طور کامل اطاعت کرد) ابو جحیفه بعداً به کوفه آمد و در تمام جنگ هاى امیرمؤمنان على(علیه السلام) در رکاب آن حضرت بود.

على (علیه السلام) او را دوست مى داشت و به او اعتماد مى کرد و او را وهب الخیر مى نامید و (به سبب اعتمادى که به او داشت) او را مأمور بیت المال کوفه کرد. وى در سال ۷۲ هجرى قمرى دنیا را وداع گفت. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۷۶)[۲]. کافى، ج ۵، ص ۵۹، ح ۱۴.
[۳]. نمل، آیه ۲۴.[۴]. سند گفتار حکیمانه: در مصادر چنین آمده است که این کلام نورانى را قبل از سید رضى على بن ابراهیم قمى در تفسیرش و قاضى قضاعى در کتاب دستور معالم الحکم با تفاوتى آورده اند. همچنین سید ابوطالب یحیى بن الحسین الحسنى (متوفاى ۴۲۴) در امالى خود آن را به صورت مسند ذکر کرده و (بعد از سید رضى) ابو حامد غزالى در احیاء العلوم آن را با تفاوتى آورده است و نیز روایت آمدى در غررالحکم تفاوتى با روایت سید رضى و روایت دیگران دارد و نشان مى دهد هرکدام آن را از منبع خاص خود گرفته اند. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۷۷)

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir