محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۲۳۰. شاید این طلعت میمون که به فالش دارند

تاریخ: 24 آذر 1398
بازدید: 429

غزل ۲۳۰

شاید این طلعت میمون که به فالش دارند

در دل اندیشه و در دیده خیالش دارند

 

که در آفاق چنین روی دگر نتوان دید

یا مگر آینه در پیش جمالش دارند

 

عجب از دام غمش گر بجهد مرغ دلی

این همه میل که با دانه خالش دارند

 

نازنینی که سر اندر قدمش باید باخت

نه حریفی که توقع به وصالش دارند

 

غالب آنست که مرغی چو به دامی افتاد

تا به جایی نرود بی پر و بالش دارند

 

عشق لیلی نه به اندازه هر مجنونیست

مگر آنان که سر ناز و دلالش دارند

 

دوستی با تو حرامست که چشمان کشت

خون عشاق بریزند و حلالش دارند

 

خرما دور وصالی و خوشا درد دلی

که به معشوق توان گفت و مجالش دارند

 

حال سعدی تو ندانی که تو را دردی نیست

دردمندان خبر از صورت حالش دارند

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir