حیفم آید که گویدش کس جان
از کجا جان و از کجا جانان

زیر دست جفای تو زن و مرد
پایمال غم تو پیر و جوان

دست بر دل ز بیوفائی یار
داغ بر تن ز محنت هجران

بی‌وفائی، چه میکنی وعده
سست عهدی، چه میکنی پیمان

جور این درد میکشم ناچار
تا که دردم رضی کند درمان