محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۴۴۲ نهج البلاغه: بهترین شهر برای زندگی

تاریخ: 13 اردیبهشت 1399
بازدید: 12

بهترین شهر برای زندگی

 

بهترین شهرها:

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به نکته مهمى براى پیشرفت انسان اشاره مى کند و مى فرماید: «هیچ شهرى براى تو سزاوارتر از شهر دیگر نیست; بهترین شهرها شهرى است که تو را پذیرا شود (و وسیله آرامش و پیشرفت تو را فراهم کند)»; (لَیْسَ بَلَدٌ بِأَحَقَّ بِکَ مِنْ بَلَد. خَیْرُ الْبِلاَدِ مَا حَمَلَکَ).

اشاره به این که گرچه حب وطن یک میل باطنى عمیق است و در احادیث اسلامى بر آن تأکید شده ولى بسیار مى شود که ماندن در وطن باعث عقب ماندگى و ذلت است در این گونه موارد انسان باید شجاعت به خرج دهد و از وطن خویش به جاى دیگر مهاجرت کند; جایى که در آن اسباب پیشرفت و ترقى و آرامش خاطر او فراهم است و تعصب کور و کر به وطن در اینگونه موارد نه منطقى است و نه کمکى به زندگى انسان مى کند.

بعضى از شارحان نهج البلاغه چنین پنداشته اند که در این جا دو مکتب در مقابل هم قرار دارند; مکتبى که مى گوید در وطن خویش زندگى کن. همان گونه که مادر و قابله تو که تو را متولد مى کنند بر تو حق دارند، شهرى که در آن جا متولد شدى نیز به منزله مادر توست باید همواره در کنار آن بمانى. و مکتب دیگرى که مى گوید: عشق به وطن یک عشق کاذب و بیهوده است; هرجا بهتر مى توانى زندگى کنى به آن جا برو. ولى حق این است که تضادى در میان این دو نیست.

بدون شک اگر انسان بتواند در وطن خویش با دوستان و خویشاوندان و آشنایان زندگى کند و از آزادى و عزت و شرف و آبرو و آرامش برخوردار باشد آن جا از همه جا بهتر است و حدیث «حب الوطن من الایمان» نیز که حدیث مشهورى است این معنا را تأیید مى کند و در حدیثى از امام سجاد(علیه السلام) در کتاب شریف کافى آمده است: «إِنَّ مِنْ سَعَادَهِ الْمَرْءِ أَنْ یکُونَ مَتْجَرُهُ فِى بَلَدِهِ وَ یکُونَ خُلَطَاؤُهُ صَالِحِینَ وَ یکُونَ لَهُ وُلْدٌ یسْتَعِینُ بِهِمْ; از سعادت انسان این است که محل کسب و کار او در شهر خودش باشد و دوستانى صالح و درستکار و فرزندانى که از آن ها کمک بگیرد داشته باشد».[۱]
ولى با این حال نباید عشق و علاقه به زیستن در وطن را به عنوان یک اصل غیر قابل استثناء دانست بسیار مى شود که انسان در وطنش جز ذلت و عقب ماندگى نصیبى ندارد در حالى که اگر به جاى دیگرى مهاجرت کند درهاى پیشرفت و موفقیت به رویش گشوده مى شود. در این صورت آیا سزاوار است تعصب حب وطن او را از مهاجرت بازدارد؟
و به گفته سعدى:

سعدیا حب وطن گرچه حدیثى است صحیح *** نتوان مُرد به سختى که من این جا زادم

بعضى معتقدند که حدیث «حُبُّ الوَطنِ مِن الإیمانِ» مجعول است و ما هم در منابع معتبر به صورت مسند آن را نیافتیم و در جوامع روایى قدیم ذکر نشده ولى بعضى از متأخرین آن را به صورت روایت مرسله آورده اند[۲] اما اولاً علاقه به زادگاه یک علاقه طبیعى است همانند علاقه به پدر و مادر و اقوام و بستگان و در واقع از روح حق شناسى سرچشمه مى گیرد و مى دانیم حق شناسى یکى از نشانه هاى ایمان است.
ثانیاً در روایات اسلامى تعبیراتى مشابه این حدیث آمده است که مضمون آن را تأیید مى کند. ازجمله در حدیثى از امام على بن ابى طالب(علیه السلام) مى خوانیم: «عمرت البلدان بحبّ الأوطان; شهرها با حبّ وطن آباد مى شود».[۳]
در حدیث دیگرى از همان حضرت مى خوانیم: «مِنْ کَرَمِ الْمَرْءِ بُکَاؤُهُ عَلَى مَا مَضَى مِنْ زَمَانِهِ وَحَنِینُهُ إِلَى أَوْطَانِه; از نشانه هاى شخصیت انسان آن است که براى عمر از دست رفته خویش (که در آن کوتاهى کرده) اشک بریزد و به وطنش علاقه مند باشد».[۴]

فتال نیشابورى در روضه الواعظین چنین نقل مى کند: هنگامى که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) از مکه به سوى مدینه هجرت کرد وقتى به جحفه که منزلگاهى میان مکه و مدینه است رسید شوق به مکه و زادگاه خودش و پدرانش در دل او شعله ور شد. جبرئیل آمد عرض کرد: آیا به شهر و زادگاهت علاقه مندى؟ پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: آرى. جبرئیل عرض کرد: خداوند عزوجل مى فرماید: «(إِنَّ الَّذِى فَرَضَ عَلَیکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلى مَعاد); آن کس که قرآن را بر تو فرض کرد تو را به زادگاهت بازمى گرداند».[۵]
و روایات متعدد دیگرى نیز در این زمینه مورد بحث وارد شده که همگى نشان مى دهد عشق و علاقه به وطن و زادگاه ازنظر اسلام پسندیده است. ولى امام امیرمؤمنان(علیه السلام) در گفتار حکیمانه مورد بحث مى فرماید: این عشق و علاقه نباید چنان افراطى باشد که انسان را در وطنش نگه دارد هرچند به فقر و ذلت کشیده شود و یا دینش بر باد برود.

در چنین مواقع هجرت کار بسیار پسندیده اى است. همان گونه که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نیز با همه علاقه اى که به مکه به عنوان زادگاه و به عنوان کانون خانه خدا داشت آن را در شرایط خاصى رها کرد و به مدینه آمد و اسباب پیشرفت اسلام در آن جا به سرعت فراهم شد.

بسیارى از بزرگان نیز بعد از هجرت از وطن خود به مقامات عالى رسیدند و این هرگز با حب وطن منافات ندارد.

قرآن مجید نیز مى فرماید: «(یَا عِبَادِىَ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِى وَاسِعَهٌ فَإِیَّاىَ فَاعْبُدُونِ); اى بندگان من که ایمان آورده اید! زمین من وسیع است، پس تنها مرا بپرستید (و در برابر فشارهاى دشمنان تسلیم نشوید و در چنین شرایطى هجرت کنید)»[۶]. [۷]
*****
پی نوشت:
[۱]. کافى، ج ۵، ص ۲۵۷، ح ۱.
[۲]. مرحوم شیخ حر عاملى در مقدمه کتاب امل الآمل فى ترجمه علماء جبل العامل آن را ذکر کرده همچنین مرحوم سید محسن امین در اعیان الشیعه (ج ۱، ص ۳۰۲) و مرحوم محدث قمى در سفینه البحار (ماده وطن).
[۳]. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۴۵، ح ۵۰.
[۴]. همان، ج ۷۱، ص ۲۶۴، ح ۳.
[۵]. قصص، آیه ۸۵; روضه الواعظین، ج ۲، ص ۴۰۶.
[۶]. عنکبوت، آیه ۵۶.
[۷]. سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب منبع دیگرى که براى این گفتار حکیمانه نقل مى کند همان است که در گفتار سابق آمد و آن این که میدانى آن را در مجمع الامثال (ضمن مطالب طولانى ترى) آورده است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۳۰۵). اضافه مى کنیم: ابن طلحه شافعى در مطالب السؤول نیز ضمن مطالب طولانى ترى این گفتار حکیمانه را آورده است. (مطالب السؤول، ص ۲۰۲) زمخشرى نیز در ربیع الابرار عین همین حکمت را ذکر کرده است. (ربیع الابرار، ج ۱، ص ۳۰۰، ح ۲۱۸)

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir