محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۴۲۲ نهج البلاغه: کم نشمردن کار خیر

تاریخ: 14 اردیبهشت 1399
بازدید: 26

کم نشمردن کار خیر

 

کار نیک کمش، بسیار است:

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به دو نکته مهم و سرنوشت ساز در زندگى بشر اشاره مى کند. نخست مى فرماید: «کار نیک انجام دهید و هیچ مقدار از آن را کم مشمارید چراکه کوچک آن بزرگ و کمش بسیار است»; (اِفْعَلُوا الْخَیْرَ[۱] وَلاَ تَحْقِرُوا مِنْهُ شَیْئاً، فَإِنَّ صَغِیرَهُ کَبِیرٌ وَ قَلِیلَهُ کَثِیرٌ).

بسیارند اشخاصى که وقتى به کارهاى نیک کوچک برخورد مى کنند بى اعتنا از کنار آن مى گذرند در حالى که گاهى همین کارهاى کوچک، سرنوشت ساز است; ممکن است جرعه آبى تشنه اى را از مرگ نجات دهد یا مقدار کمى دوا مایه نجات انسانى از مرگ شود.

اضافه بر این اگر همه مردم حتى به کارهاى نیک کوچک اهمیت دهند، قطره قطره جمع مى شود و تبدیل به دریایى از خیر و خیرات مى گردد. از این گذشته هرگاه کار خیر به نیت اطاعت فرمان خدا انجام گیرد بزرگ خواهد بود همان گونه که گناه، هرقدر کوچک باشد به دلیل جایگاه عظیم پروردگار، بزرگ خواهد بود. اضافه بر این، رفتن به سوى کارهاى خیر کوچک انسان را به تدریج آماده براى خیرات بزرگ مى کند و این خود نکته مهمى است.

در حکمت ۹۵ نیز به این نکته اشاره شده است: «لاَ یقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى وَکَیفَ یقِلُّ مَا یتَقَبَّلُ; هیچ عملى اگر با تقوا (و قصد قربت) همراه باشد کم نیست و چگونه کم خواهد بود عملى که مقبول درگاه خداوند است».

با توجه به این چهار نکته هیچ کار خیرى را هر چند کم و کوچک باشد نباید نادیده گرفت. همان گونه که شر کوچک را نباید کوچک گرفت که گاه از کار شر کوچکى آتشى بى پایان برمى خیزد; مى توان با یک کبریت شهر بزرگى را آتش زد و در تاریخ نیز خوانده ایم که حادثه قتل یک شاهزاده در اروپا جرقه جنگ جهانى را زد و به دنبال آن تمام اروپا در آتش سوخت. به این ترتیب امام(علیه السلام) همه مردم را به کارهاى نیک اعم از کوچک و بزرگ تشویق مى کند تا در سایه آن جامعه اسلامى راستین به وجود آید.

در بخش دوم امام(علیه السلام) به عذر و بهانه هایى که بعضى از افراد براى فرار از کار نیک مى آورند اشاره کرده و پاسخ مى گوید. مى فرماید: «هیچ یک از شما نگوید: فلان کس در انجام (این) کار خیر از من سزاوارتر است، که به خدا سوگند چنین خواهد شد»; (وَلاَ یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ: إِنَّ أَحَداً أَوْلَى بِفِعْلِ الْخَیْرِ مِنِّی فَیَکُونَ وَ اللّهِ کَذلِکَ).

سپس امام(علیه السلام) توضیح مى دهد و مى فرماید: «هرکدام از خیر و شر را اهلى است که اگر شما آن را رها کنید دیگران به جاى شما انجام مى دهند»; (إِنَّ لِلْخَیْرِ وَالشَّرِّ أَهْلاً فَمَهْمَا [۲] تَرَکْتُمُوهُ مِنْهُمَا کَفَاکُمُوهُ أَهْلُهُ).

در میان مردم، معمول است که وقتى کار خیرى به کسى پیشنهاد مى شود براى این که از آن فرار کند مى گوید چرا به سراغ فلان کس نمى روى که هم ثروتش از من بیشتر است و هم امکانات فراوانى دارد؟ با وجود او نوبت به من و امثال من نمى رسد.

این در واقع بهانه اى است که انسان را از انجام کارهاى خیر محروم مى سازد. امام(علیه السلام) مى فرماید: اى بسا همین سخن سبب شود که توفیق از چنین انسانى سلب گردد و هیچ گاه نتواند کار خیرى انجام دهد.

اضافه بر آن، کارهاى خیر بر زمین نمى ماند همان گونه که کارهاى شر هم طرفدارانى از افراد شیطان صفت دارد. پس باید سعى کرد در صف گروه اول قرار گرفت و از قرار گرفتن در صف گروه دوم پرهیز کرد.

قرآن مجید نیز در این زمینه اشارات پرمعنایى دارد که مضمون همه آن ها این است که اگر گروهى به دنبال راه حق و کارهاى نیک نباشند این بار بر زمین نمى ماند; اقوام دیگرى هستند که آن را بر دوش مى کشند و راه حق را هموار مى سازند:
«(أُوْلَئِکَ الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّهَ فَإِنْ یَکْفُرْ بِهَا هَؤُلاَءِ فَقَدْ وَکَّلْنَا بِهَا قَوْماً لَّیْسُوا بِهَا بِکَافِرِینَ); آن ها (پیامبران) کسانى هستند که کتاب و حکم و نبوّت به آنان دادیم; و اگر (این گروه) به آن کفر ورزند، (آیین حقّ زمین نمى ماند; زیرا) کسان دیگرى را نگاهبان آن مى سازیم که به آن، کافر نیستند».[۳]

و در جاى دیگرى مى فرماید: «(وَإِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لاَ یَکُونُوا أَمْثَالَکُمْ); و هرگاه (شما) سرپیچى کنید، خداوند گروه دیگرى را جاى شما مى آورد که آن ها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق مى کنند)».[۴]

در جاى دیگر از زبان هود(علیه السلام) پیغمبر الهى، خطاب به مخالفان قولش مى گوید: «(فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَیْکُمْ وَیَسْتَخْلِفُ رَبِّى قَوْماً غَیْرَکُمْ وَلاَ تَضُرُّونَهُ شَیْئاً إِنَّ رَبِّى عَلَى کُلِّ شَىْء حَفِیظٌ); پس اگر روى برگردانید، من رسالتى را که مأمور بودم به شما رساندم; و پروردگارم گروه دیگرى را جانشین شما مى کند; و شما کمترین ضررى به او نمى رسانید; پروردگارم حافظ و نگاهبان هرچیز است!».[۵]

نیز در آیه دیگر خطاب به گروهى از امت اسلامى که براى رفتن به میدان جنگ تعلل مى ورزیدند مى فرماید: «(إِلاَّ تَنفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذَاباً أَلِیماً وَیَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَیْئاً وَاللهُ عَلَى کُلِّ شَىْء قَدِیرٌ); اگر (به سوى میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکى مى کند، و گروه دیگرى غیر از شما را به جاى شما قرار مى دهد; و هیچ زیانى به او نمى رسانید; و خداوند بر هرچیزى تواناست!».[۶]

کوتاه سخن این که آیین خدا در هیچ عصر و زمانى بدون پیرو راستین و فداکارنمى ماند ما باید سعى کنیم جزء آن گروه باشیم; چه افتخارى از این بزرگتر و چه فرصتى از این بهتر.

آخرین نکته اى که لازم است در این جا به آن اشاره کنیم این مى باشد که مفهوم جمله اخیر در کلام امام(علیه السلام) این نیست که نیک و بد هرکدام طالبانى دارد و اگر شما نیک و بد را ترک کنید آن ها به سراغش مى روند بلکه منظور این است که این دو هرکدام طالبانى دارد شما به سوى نیکى ها و مبارزه با بدى ها بروید و اگر شما نروید کسانى هستند که این بار را به مقصد برسانند.[۷]

*****
پی نوشت:
[۱]. «خیر» معناى وسیعى دارد که شامل هرگونه کار نیکى اعم از عبادات و خدمات مردمى و انسانى مى شود. گاه در همین معناى عام به کار مى رود مانند محل کلام ما و گاه در بخش خاصى به کار مى رود که از قرینه کلام فهمیده مى شود.
[۲]. در تعدادى از نسخ نهج البلاغه به جاى مهما «ما» آمده و در غررالحکم نیز همین گونه است اگر چنین باشد ضمیر مفرد «ترکتموه» به آن برمى گردد ولى اگر به صورت مهما شرطیه باشد مرجع ضمیر مبهم خواهد شد. بنابراین نسخه «ما» صحیح تر به نظر مى رسد.
[۳]. انعام، آیه ۸۹ .
[۴]. محمّد، آیه ۳۸.
[۵]. هود، آیه ۵۷.
[۶]. توبه، آیه ۳۹.
[۷]. سند گفتار حکیمانه: تنها منبعى که مرحوم خطیب براى این گفتار حکیمانه غیر از نهج البلاغه نقل مى کند غررالحکم آمدى است که آن را با تفاوت هایى نه چندان زیاد آورده است (و احتمالاً از منبع دیگرى گرفته است). (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۹۹)

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir