محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۳۳۰. زینهار از دهان خندانش

تاریخ: 26 آذر 1398
بازدید: 418

غزل ۳۳۰

زینهار از دهان خندانش

و آتش لعل و آب دندانش

 

مگر آن دایه کاین صنم پرورد

شهد بوده‌ست شیر پستانش

 

باغبان گر ببیند این رفتار

سرو بیرون کند ز بستانش

 

ور چنین حور در بهشت آید

همه خادم شوند غلمانش

 

چاهی اندر ره مسلمانان

نیست الا چه زنخدانش

 

چند خواهی چو من بر این لب چاه

متعطش بر آب حیوانش

 

شاید این روی اگر سبیل کند

بر تماشاکنان حیرانش

 

ساربانا جمال کعبه کجاست

که بمردیم در بیابانش

 

بس که در خاک می‌طپند چو گوی

از خم زلف همچو چوگانش

 

لاجرم عقل منهزم شد و صبر

که نبودند مرد میدانش

 

ما دگر بی تو صبر نتوانیم

که همین بود حد امکانش

 

از ملامت چه غم خورد سعدی

مرده از نیشتر مترسانش

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir