محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۳۲۰. یاری به دست کن که به امید راحتش

تاریخ: 25 آذر 1398
بازدید: 400

غزل ۳۲۰

یاری به دست کن که به امید راحتش

واجب کند که صبر کنی بر جراحتش

 

ما را که ره دهد به سراپرده وصال

ای باد صبحدم خبری ده ز ساحتش

 

باران چون ستاره‌ام از دیدگان بریخت

رویی که صبح خیره شود در صباحتش

 

هر گه که گویم این دل ریشم درست شد

بر وی پراکند نمکی از ملاحتش

 

هرچ آن قبیحتر بکند یار دوست روی

داند که چشم دوست نبیند قباحتش

 

بیچاره‌ای که صورت رویت خیال بست

بی دیدنت خیال مبند استراحتش

 

با چشم نیم خواب تو خشم آیدم همی

از چشم‌های نرگس و چندان وقاحتش

 

رفتار شاهد و لب خندان و روی خوب

چون آدمی طمع نکند در سماحتش

 

سعدی که داد وصف همه نیکوان به داد

عاجز بماند در تو زبان فصاحتش

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir