محصول به سبد خرید اضافه شد
0

از مصادیق یؤمنون بالشهاده

دسته‌بندی: اپلیکیشن نینوایان
تاریخ: 7 مرداد 1399
بازدید: 17

از مصادیق یومنون بالشهاده

 

این که قرآن فرمود:

«یومنون بالغیب»، این بیان حداقل است، نه معیار کمال؛ یعنی از این حداقل نگذرید، وگرنه آن که فرمود: «لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا» که ایمان به شهادت دارد. ایمان به غیب ندارد. او با بهشت همراه است، او جهنم را از نزدیک می بیند؛ چون خودش قسیم الجنه و النار است و امام (رضی) جزء مراحل نازله یومنون بالشهاده بود. بنابراین از مرگ هراسی نداشت. اغلب ما عاقلانه سخن می گوئیم وهامانه (با وهم) کار می کنیم. الان اگر یک مرده را در یک اتاق تاریک بگذارند و به کسی بگویند: شب پیش او بخواب، برهان عقلی خوب اقامه می کند، در آن زمینه ممکن است مقاله ای بنویسد که مرده، مرده است و دیگر کاری با آدم ندارد. استدلال که می کند، می بیند بله همراه است، اما اگر بگویید: حالا شب پیش او بخواب، می ترسد. این توهمانه عمل کردن و عاقلانه سخن گفتن داب خیلی از ماهاست. اما امام عاقلانه عمل می کرد و عقلی که ذات اقدس اله به او داده بوده به حول و قوه عقل الهی، کان یقوم و یقعد، نه مثل ما که با عقل حرف می زنیم. اما فی الوهم اقوم و اقعد می گوییم؛ چون او بمعزل عن تقیه الموت بود، هراسی نداشت.

ایشان وقتی هراس نداشته باشد، شرح صدر دارد؛ چون انسانی که می ترسد، غمگین می شود. غم را که غم گفته اند، برای این است که مثل ابر، مثل غمام، فضای دل را می بندد و نمی گذارد آن شمس اندیشه ها، فضای ذهن را روشن کند. آدم غمگین، غمام زده است. بنابراین وجود او را آفتاب نمی گیرد. یک انسان هراسناک، غمگین است. یک انسان غمگین زیر غمام و ابر به سر می برد و دیگر شمس و عقل و عرفان و… شرح صدر به او نمی دهد؛ چون بر او نمی تابد، لذا در اندیشه هایش لرزان است.

امام این چنین نبود، شفاف بود، با شرح صدر این کار را می کرد. وجود مبارک موسی و هارون(ع) که درخواست شرح صدر می کردند: «رب اشرح لی صدری و یسرلی امری»، به همین مناسبت بوده امام هم چون شرح صدر داشت، باورش شده بود که این راه حق است و باورش شده بود که این کار را برای رضای خدا می کند و باورش شده بود که کاری را که خدا به عهده می گیرد، شکست در آن راه ندارد.

بنابراین چون از مرگ نمی ترسید، از مبادی مرگ هم نمی ترسید، از مؤخرات مرگ هم نمی ترسید. بعضی از امور هستند که جزء مبادی مرگند؛ فلان حادثه اگر پیش بیاید،به مرگ منتهی می شود. بعضی از امور جزء مؤخرات و لوازم مرگند که اگر انسان مرد، فلان حادثه پیش می آید. کسی که از مرگ هراسی ندارد، نه از مبادی قبل از مرگ می ترسد، نه از پیامدهای بعد از مرگ. این خصوصیت ایشان بارز بود. در مبارزه ها کسی موفق است که به بحث های علمی مبرز باشد وگرنه صرف مبارزه در عمل بدون مبرز بودن در علم، کار را به جائی نمی رساند. ایشان دستش در علوم نقلی پر بود، مبرز در علم بود، مجتهد مسلم بود، فقیه نامی و اصولی بود و هرچه دیگران داشتند، او داشت و با مبرز بودن علمی فتوا می داد.

مبارز بودن از آن جهت که و هو بمعزل عن تقیه الموت، تامین کرده است، با درس و بحث حاصل نمی شود.

این، هنر است که در کتاب و کتیبه نیست. الان غالب ما با آن که در بخش های ادبی اوزان شعر را خوانده ایم که مثلا فاعلات فاعلات چیست و فعول فعول چیست، اما شاعر نیستیم. شعر هنر است. همچنین کم و بیش خطاطان به ما آموختند که اگر بخواهید مثلا این حرف را بنویسید، راهش این است که چگونه قلم در دست بگیرید و چگونه آن حرف را بنویسید، ولی غالب ما خطاط نیستیم. آن هنر است. آیات جهاد، روایت جهاد، فضیلت جهاد، «فضل الله المجاهدین علی القاعدین» را خیلی از اساتید برای ما گفتند، اما اغلب ما مبارز نشدیم. آن هنر چیز دیگر است. کم نبودند عارفانی که کتابهای عرفانی تدریس می کردند، اما بمعزل عن تقیه الموت نبودند؛ در عرفان نظری صاحب نظر بودند، شاید کتابهای زیادی هم نوشتند، اما آن هنر را که: (خود هنر بین دیدن آتش عیان، نی گپ دل علی النار الدخان) نصیب هرکسی نیست.


جوادی آملی، بهار ۱۳۸۲

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir