محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۲۹۸. شرط است جفا کشیدن از یار

تاریخ: 24 آذر 1398
بازدید: 464

غزل ۲۹۸

شرط است جفا کشیدن از یار

خمر است و خمار و گلبن و خار

 

من معتقدم که هر چه گویی

شیرین بود از لب شکربار

 

پیش دگری نمی‌توان رفت

از تو به تو آمدم به زنهار

 

عیبت نکنم اگر بخندی

بر من چو بگریم از غمت زار

 

شک نیست که بوستان بخندد

هر گه که بگرید ابر آذار

 

تو می‌روی و خبر نداری

واندر عقبت قلوب و ابصار

 

گر پیش تو نوبتی بمیرم

هیچم نبود گزند و تیمار

 

جز حسرت آن که زنده گردم

تا پیش بمیرمت دگربار

 

گفتم که به گوشه‌ای چو سنگی

بنشینم و روی دل به دیوار

 

دانم که میسرم نگردد

تو سنگ درآوری به گفتار

 

سعدی نرود به سختی از پیش

با قید کجا رود گرفتار

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir