محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۲۸۰. مرو به خواب که خوابت ز چشم برباید

تاریخ: 24 آذر 1398
بازدید: 441

غزل ۲۸۰

مرو به خواب که خوابت ز چشم برباید

گرت مشاهده خویش در خیال آید

 

مجال صبر همین بود و منتهای شکیب

دگر مپای که عمر این همه نمی‌پاید

 

چه ارمغانی از آن به که دوستان بینی

تو خود بیا که دگر هیچ در نمی‌باید

 

اگر چه صاحب حسنند در جهان بسیار

چو آفتاب برآید ستاره ننماید

 

ز نقش روی تو مشاطه دست بازکشید

که شرم داشت که خورشید را بیاراید

 

به لطف دلبر من در جهان نبینی دوست

که دشمنی کند و دوستی بیفزاید

 

نه زنده را به تو میلست و مهربانی و بس

که مرده را به نسیمت روان بیاساید

 

دریغ نیست مرا هر چه هست در طلبت

دلی چه باشد و جانی چه در حساب آید

 

چرا و چون نرسد دردمند عاشق را

مگر مطاوعت دوست تا چه فرماید

 

گر آه سینه سعدی رسد به حضرت دوست

چه جای دوست که دشمن بر او ببخشاید

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir