حکمت ۴۰۴ نهج البلاغه: معنای «لا حول و لا قوه إلّا بالله»

«لا حول و لا قوه إلّا بالله»
هر چه هست از اوست!
به نظر مى رسد ـ همانگونه که بعضى از شارحان نهج البلاغه استنباط کرده اند[۱] ـ شخصى که معناى «لا حول و لا قوّه إلاّ باللّه» براى او مفهوم نبود و گرفتار شبهه جبر شده بود سؤالى در این باره از حضرت کرد و امام(علیه السلام) براى رفع شبهه او سه جمله بیان فرمود.
نخست فرمود: «ما در برابر مالکیت خداوند مالک چیزى نیستیم»; (وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ مَعْنَى قَوْلِهِمْ «لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّهَ إِلاَّ بِاللّهِ»: إِنَّا لاَ نَمْلِکُ مَعَ اللّهِ شَیْئاً).
بنابراین مالک اصلى خداست و هیچ کس استقلال در مالکیت ندارد و به تعبیر دیگر، توحید در مالکیت، یکى از شاخه هاى توحید افعالى است که بدون اعتقاد به آن توحید انسان کامل نمى شود.
سپس در جمله دوم مى افزاید: «بلکه ما چیزى را مالک نیستیم جز آنچه او به ما تملیک کرده است»; (وَ لاَ نَمْلِکُ إِلاَّ مَا مَلَّکَنَا).
بنابراین مالکیت ما از ذات پاک او سرچشمه مى گیرد; آنچه اراده کند به ما مى دهد و آنچه را اراده کند باز پس مى گیرد و به تعبیر دیگر، مالکیت ما نسبت به مالکیت خداوند مالکیت طولى است نه مالکیت عرضى.
آنگاه در جمله سوم مى فرماید: «هرگاه او چیزى را به ما تملیک کند که در واقع خودش به آن سزاوارتر از ماست ما را (درباره آن) مکلف به وظایفى مى کند و هرگاه آن را از ما باز پس گیرد تکلیفش را از ما برمى دارد»; (فَمَتى مَلَّکَنَا مَا هُوَ أَمْلَکُ بِهِ مِنَّا کَلَّفَنَا، وَ مَتَى أَخَذَهُ مِنَّا وَضَعَ تَکْلِیفَهُ عَنَّا).
این همان نکته باریک و دقیق و بسیار جالب «الأمرُ بین الأمرَین» است. نه چنان است که ما از خود استقلال تام داشته باشیم و صاحب قدرتى در برابر خدا و مالکیتى در برابر مالکیت او گردیم و نه چنان است که در اعمال خود مطلقاً اراده و اختیارى نداشته باشیم. بلکه او به ما قدرت و قوت و اختیار داده و هماهنگ با آن تکالیفى بر عهده ما گذاشته است. تا زمانى که آن قدرت و قوت وجود دارد تکالیف هم هست هنگامى که گرفته شد تکالیف از بین مى رود.
او به ما اموالى بخشیده و تملیک کرده و تکلیف خمس و زکات را در کنار آن قرار داده است، قوت و قدرت جسمانى داده و تکلیف نماز و روزه و حج و جهاد را در کنار آن مقرر فرموده، هرگاه مال را باز پس گیرد تکلیف خمس و زکات نیز برداشته مى شود هرگاه قوت و قدرت جسمانى را از ما سلب کند واجباتى که نیاز به قوت و قدرت جسمانى دارد از ما برداشته خواهد شد.
همین معنا در حدیث دیگرى که از امام(علیه السلام) نقل شده منعکس است: «عبایه، از یاران خاص امیرالمؤمنین(علیه السلام) از آن حضرت درباره مسأله توانایى هاى انسان که با آن برمى خیزد و مى نشیند و کارهایى انجام مى دهد سؤال کرد (که آیا این ها جبرى است یا اختیارى؟) امام امیرمؤمنان على(علیه السلام) از او پرسید: منظور تو کدام توانایى است؟
توانایى بدون پروردگار یا با پروردگار؟ عبایه ساکت شد و پاسخى نداد، امام(علیه السلام) فرمود: بگو، عرض کرد: چه بگویم، فرمود: اگر بگویى با خداوند (در عرض خداوند) مالک قدرتى هستى، مایه هلاکت توست و اگر بگویى بدون خداوند چنین قدرتى را پیدا کردى آن هم مایه هلاکت توست. عبایه عرض کرد: چه بگویم اى امیرالمؤمنین؟ فرمود: باید بگویى که این قدرت را خداوند به تو ارزانى داشته اگر این قدرت را براى تو ادامه دهد عطا و بخشش اوست و اگر از تو بگیرد بلا و آزمایش اوست.
او مالک قدرتى است که به تو داده و قادر بر چیزى است که تو را بر آن قادر نموده، آیا نشنیدى مردم حول و قوه الهى را مى طلبند در آن جا که مى گویند: «لاحولَ ولا قوّه إلاّ بالله العلىِّ العظیمِ». عبایه عرض کرد: تفسیر این سخن چیست؟ فرمود: پناهى دربرابر معاصى الهى نیست مگر پناه خداوند و قوتى بر طاعات نیست مگر با اعانت پروردگار. عبایه برخاست و خود را به روى دست و پاى امام(علیه السلام) انداخت و بوسه زد.[۲]
براى روشن شدن این بحث پیچیده و دقیق و ظریف یک مثال حسى داریم که سابقاً نیز به آن اشاره کردیم و آن این است که فرض کنید یک قطار برقى به حرکت درآمده است این قطار نیروى خود را لحظه به لحظه از سیم برقى که در طول مسیر کشیده اند و حلقه لغزنده قطار روى آن حرکت مى کند دریافت مى دارد هر لحظه مسئول اداره برق اراده کند مى تواند برق آن قطار را از همان مبدأ قطع کند ولى مادامى که قطع نکرده راننده قطار با میل و اراده و آزادى، قطار را در مسیر به حرکت وامى دارد. هر کجا لازم بود توقف مى کند هر کجا لازم بود سرعت مى گیرد و هر کجا خواست ملایم مى رود، این راننده قادر است قطار را به صورت هاى مختلف هدایت کند ولى این قوت و قدرت را از مبدائى مى گیرد که لحظه به لحظه به او نیرو مى بخشد و هر لحظه بخواهد مى تواند این قدرت و نیرو را قطع کند.
بنابراین این راننده، هم اختیار دارد و هم ندارد، اختیار براى انتخاب حرکت و توقف ولى عدم اختیار در بقاء نیرویش. و این است معنى الامر بین الامرین: نه جبر و سلب اختیار و نه آزادى مطلق.
نکته قابل توجه این است که «حول» در لغت به دو معناست: یکى حرکت و تحول و دیگرى ممانعت و حائل شدن. اگر در لغت عرب به «سال» حول گفته مى شود به این دلیل است که انسان از زمانى به زمان دیگر متحول مى شود و حرکت مى کند.
بنابر این معنا، معنى لاحول ولا قوه الا بالله این است که هیچ نوع حرکت و تحول و هیچ قوت و قدرتى جز از سوى خدا نیست، اوست که به ما این نیروها را بخشیده و به ما توانایى و اختیار داده تا بتوانیم به سوى مقاصد خویش حرکت کنیم.
و بنابر معنى دوم، معنى جمله این است که هیچ مانعى دربرابر معاصى و هیچ قدرتى بر اطاعات جز به وسیله خداوند نیست، همانگونه که در ذیل حدیث عبایه آمده بود و در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نیز در تفسیر جمله «لا حول ولا قوّهَ إلاّ بالله» مى خوانیم که فرمود: «لا یَحولُ بَینَنا وبینَ المَعاصِى إلاّ اللهُ ولا یُقَوّینا على أداءِ الطّاعهِ والفرائضِ إلاّ الله; میان ما و گناهان جز خداوند حائل نمى شود و براى اداى اطاعت و واجبات جز خداوند به ما نیرو نمى بخشد».[۳]
به این ترتیب جمله پرمعنى و پرمحتواى «لا حولَ ولا قوّه إلاّ بالله» دو معنى دارد که هر دو در روایات معصومین(علیهم السلام) آمده است[۴]. [۵]
*****
پی نوشت:
[۱]. مرحوم محقق کمره اى در شرح نهج البلاغه خود این سخن را آورده است.
[۲]. تحف العقول، ص ۳۴۵، در کلمات امام هادى(علیه السلام).
[۳]. بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۱۸۹، ح ۲۴.
[۴]. براى توضیح بیشتر درباره مسئله جبر و تفویض و قضا و قدر مى توانید به کتاب انوارالاصول، ج ۱، و تفسیر نمونه، ج ۲۶، ذیل آیه ۳۸ سوره نبأ و همچنین ج ۱۱، ذیل آیه ۳۳ سوره نحل، و بحث هایى که سابقاً در پیام امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج ۱۲، ص ۴۶۱، ذیل حکمت ۷۸ داشتیم، مراجعه کنید.
[۵]. سند گفتار حکیمانه: در مصادر نهج البلاغه آمده است که مضمون این گفتار حکیمانه در کتاب تحف العقول (که پیش از نهج البلاغه تألیف شده) در لابه لاى سؤالاتى که عبایه بن ربعى اسدى از حضرت کرد آمده است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۸۷). و عبارت تحف العقول چنین است که امام(علیه السلام) در تفسیر «لا حَولَ وَلا قوّهَ إلاّ بِالله» فرمود: «لا حَولَ عَن مَعاصِى الله إلاّ بِعِصمَهِ الله و لا قوّه لنا على طاعهِ الله إلاّ بعَونِ الله قال: فَوَثَب عَبایه فقبّل یدَیه و رِجلیه». (تحف العقول، در کلمات امام هادى(علیه السلام) از امیرمؤمنان على(علیه السلام)، ص ۴۶۸).

دیدگاهها