۱. سفر از شهری خودشنیداری به حقیقت شنیداری

سفر از شهرِ خودشنیداری به حقیقت شنیداری
یعنی سفر از آنچه خوش می شنیدم به آنچه اقتضای حقیقتِ آن نواست، نه اقتضای نوایِ مطلوب من. حقپرستی شهری ست که نی نواز در بطنِ ورود، باید به آنچه می شنود اعتنا کند، نه نوایی که خوشایندِ وی است. این را می توان سفری از خودشنیداری به حق شنیداری یا خودنوازی به حق نوازی تعبیر کرد و هر جا که این نواها با نوای حقیقتِ هستی به نزاع آمد، نواهای خوشایندِ خویش را به پای شنیدن نوایِ حقیقت، به عالم سکوت می برم. بنابراین من شنیدنِ صدای حق را بر نواهایِ نفسانیِ خودم مقدم می دانم. نی نواز در راه رسیدن به شهرِ دوم، خود را از همه آواها، ملودیها، صداهایی که از بم، بم نرم، اوج، غیث و پس غیث در شهرِ اول حاصل کرده بود و خود را بدانها مفتخر و مغرور می دانست، مبرٌا می کند و برای شنیدن حقیقت، سکوت اختیار کرده و سازش را بر زمین می گذارد[۱].
وَ مَنْ یسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَی اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَک بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقی وَ إِلَی اللَّهِ عاقِبَهُ الْأُمُورِ(لقمان، آیه ۲۲)
[۱] ساز بر زمین گذاشتن نی نواز، آمادگی برای شنیدن صدایِ حقیقت یا فنا شدن در برابر ارداه حضرتِ حق است.

دیدگاهها