محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۱۴۸. چو نیست راه برون آمدن ز میدانت

تاریخ: 20 آذر 1398
بازدید: 432

غزل ۱۴۸

چو نیست راه برون آمدن ز میدانت

ضرورتست چو گوی احتمال چوگانت

 

به راستی که نخواهم بریدن از تو امید

به دوستی که نخواهم شکست پیمانت

 

گرم هلاک پسندی ورم بقا بخشی

به هر چه حکم کنی نافذست فرمانت

 

اگر تو عید همایون به عهد بازآیی

بخیلم ار نکنم خویشتن به قربانت

 

مه دوهفته ندارد فروغ چندانی

که آفتاب که می‌تابد از گریبانت

 

اگر نه سرو که طوبی برآمدی در باغ

خجل شدی چو بدیدی قد خرامانت

 

نظر به روی تو صاحب دلی نیندازد

که بی‌دلش نکند چشم‌های فتانت

 

غلام همت شنگولیان و رندانم

نه زاهدان که نظر می‌کنند پنهانت

 

بیا و گر همه بد کرده‌ای که نیکت باد

دعای نیکان از چشم بد نگهبانت

 

به خاک پات که گر سر فدا کند سعدی

مقصرست هنوز از ادای احسانت

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir