محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۱۱

تاریخ: 8 آذر 1398
بازدید: 162

حکایت یازدهم

 

طفل بودم که بزرگی را پرسیدم از بلوغ گفت در مسطور آمده است که سه نشان دارد یکی پانزده سالگی و دیگر احتلام و سیّم بر آمدن موی پیش اما در حقیقت یک نشان دارد:
بس آنکه در بند رضای حق جلّ وعلا بیش از آن باشی که در بند حظّ نفس خویش و هر آن که درو این صفت موجود نیست به نزد محققان بالغ نشمارندش

به صورت آدمى شد قطره آب
که چل روزش قرار اندر رحم ماند

و گر چل ساله را عقل و ادب نیست
به تحقیقش نشاید آدمی خواند

هنر باید که صورت میتوان کرد
به ایوان‌ها در از شنگرف و زنگار

به دست آوردن دنیا هنر نیست
یکی را گر توانی دل به دست آر

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir