محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۱۰۸. مرا خود با تو چیزی در میان هست

تاریخ: 16 آذر 1398
بازدید: 12

غزل ۱۰۸

 

مرا خود با تو چیزی در میان هست

و گر نه روی زیبا در جهان هست

 

وجودی دارم از مهرت گدازان

وجودم رفت و مهرت همچنان هست

 

مبر ظن کز سرم سودای عشقت

رود تا بر زمینم استخوان هست

 

اگر پیشم نشینی دل نشانی

و گر غایب شوی در دل نشان هست

 

به گفتن راست ناید شرح حسنت

ولیکن گفت خواهم تا زبان هست

 

ندانم قامتست آن یا قیامت

که می‌گوید چنین سرو روان هست

 

توان گفتن به مه مانی ولی ماه

نپندارم چنین شیرین دهان هست

 

بجز پیشت نخواهم سر نهادن

اگر بالین نباشد آستان هست

 

برو سعدی که کوی وصل جانان

نه بازاریست کان جا قدر جان هست

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir