محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۱۰۶. مرا حلوا هوس کردست حلوا

تاریخ: 7 آذر 1398
بازدید: 3

غزل شماره ۱۰۶

 

مرا حلوا هوس کردست حلوا

میفکن وعده حلوا به فردا

 

دل و جانم بدان حلواست پیوست

که صوفی را صفا آرد نه صفرا

 

زهی حلوای گرم و چرب و شیرین

که هر دم می‌رسد بویش ز بالا

 

دهانی بسته حلوا خور چو انجیر

ز دل خور هیچ دست و لب میالا

 

از آن دستست این حلوا از آن دست

بخور زان دست ای بی‌دست و بی‌پا

 

دمی با مصطفا و کاسه باشیم

که او می خورد از آن جا شیر و خرما

 

از آن خرما که مریم را ندا کرد

کلی و اشربی و قری عینا

 

دلیل آنک زاده عقل کلیم

ندایش می‌رسد کای جان بابا

 

همی‌خواند که فرزندان بیایید

که خوان آراسته‌ست و یار تنها

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir