محصول به سبد خرید اضافه شد
0

۱۳۵. کار ما، بنگر، که خام افتاد باز

تاریخ: 30 تیر 1399
بازدید: 176

غزل ۱۳۵

کار ما، بنگر، که خام افتاد باز

کار با پیک و پیام افتاد باز

من چه دانم در میان دوستان

دشمن بد گو کدام افتاد باز؟

این همی دانم که گفت و گوی ما

در زبان خاص و عام افتاد باز

عاشق دیوانه نامم کرده‌اند

بر من آخر این چه نام افتاد باز؟

روز بخت من چو شب تاریک شد

صبح امیدم به شام افتاد باز

توسن دولت، که بودی رام من

آن هم‌اکنون بدلگام افتاد باز

باز اقبال از کف من بر پرید

زاغ ادبارم به دام افتاد باز

مجلس عیش دل‌افروز مرا

باطیه بشکست و جام افتاد باز

در گلستان می‌گذشتم صبحدم

بوی یارم در مشام افتاد باز

در سر سودای زلفش شد دلم

مرغ صحرایی به دام افتاد باز

تا بدیدم عکس او در جام می

در سرم سودای خام افتاد باز

تا چشیدم جرعه‌ای از جام می

در دلم مهر مدام افتاد باز

من چو از سودای خوبان سوختم

پس عراقی از چه خام افتاد باز؟

برچسب‌ها:

اپلیکیشن جامع نی نوازی

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir