محصول به سبد خرید اضافه شد
0

گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر

تاریخ: 20 آبان 1398
بازدید: 553

غزل    ۲۵۲

 

گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر

بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر

 

خرم آن روز که با دیده گریان بروم

تا زنم آب در میکده یک بار دگر

 

معرفت نیست در این قوم خدا را سببی

تا برم گوهر خود را به خریدار دگر

 

یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت

حاش لله که روم من ز پی یار دگر

 

گر مساعد شودم دایره چرخ کبود

هم به دست آورمش باز به پرگار دگر

 

عافیت می‌طلبد خاطرم ار بگذارند

غمزه شوخش و آن طره طرار دگر

 

راز سربسته ما بین که به دستان گفتند

هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر

 

هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت

کندم قصد دل ریش به آزار دگر

 

بازگویم نه در این واقعه حافظ تنهاست

غرقه گشتند در این بادیه بسیار دگر

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir