محصول به سبد خرید اضافه شد
0

چو گل هر دم به بویت جامه در تن

تاریخ: 21 آبان 1398
بازدید: 475

 

غزل    ۳۸۹

 

چو گل هر دم به بویت جامه در تن

کنم چاک از گریبان تا به دامن

 

تنت را دید گل گویی که در باغ

چو مستان جامه را بدرید بر تن

 

من از دست غمت مشکل برم جان

ولی دل را تو آسان بردی از من

 

به قول دشمنان برگشتی از دوست

نگردد هیچ کس دوست دشمن

 

تنت در جامه چون در جام باده

دلت در سینه چون در سیم آهن

 

ببار ای شمع اشک از چشم خونین

که شد سوز دلت بر خلق روشن

 

مکن کز سینه‌ام آه جگرسوز

برآید همچو دود از راه روزن

 

دلم را مشکن و در پا مینداز

که دارد در سر زلف تو مسکن

 

چو دل در زلف تو بسته‌ست حافظ

بدین سان کار او در پا میفکن

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir