محصول به سبد خرید اضافه شد
0

چشم بیمار

تاریخ: 5 آذر 1398
بازدید: 10

چشم بیمار

 

 

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

 

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم

همچو منصور خریدار سرِ دار شدم

 

غم دلدار فکنده است به جانم، شرری

که به جان آمدم و شهره بازار شدم

 

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز

که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

 

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم

خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم

 

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد

از دم رند می‏آلوده مددکار شدم

 

بگذارید که از بتکده یادی بکنم

من که با دستِ بت میکده، بیدار شدم

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir