محصول به سبد خرید اضافه شد
0

وصال او ز عمر جاودان به

تاریخ: 21 آبان 1398
بازدید: 470

غزل    ۴۱۹

 

وصال او ز عمر جاودان به

خداوندا مرا آن ده که آن به

 

به شمشیرم زد و با کس نگفتم

که راز دوست از دشمن نهان به

 

به داغ بندگی مردن بر این در

به جان او که از ملک جهان به

 

خدا را از طبیب من بپرسید

که آخر کی شود این ناتوان به

 

گلی کان پایمال سرو ما گشت

بود خاکش ز خون ارغوان به

 

به خلدم دعوت ای زاهد مفرما

که این سیب زنخ زان بوستان به

 

دلا دایم گدای کوی او باش

به حکم آن که دولت جاودان به

 

جوانا سر متاب از پند پیران

که رای پیر از بخت جوان به

 

شبی می‌گفت چشم کس ندیده‌ست

ز مروارید گوشم در جهان به

 

اگر چه زنده رود آب حیات است

ولی شیراز ما از اصفهان به

 

سخن اندر دهان دوست شکر

ولیکن گفته حافظ از آن به

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir