محصول به سبد خرید اضافه شد
0

من و انکار شراب این چه حکایت باشد

تاریخ: 19 آبان 1398
بازدید: 218

غزل    ۱۵۸

 

من و انکار شراب این چه حکایت باشد

غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد

 

تا به غایت ره میخانه نمی‌دانستم

ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد

 

زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز

تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد

 

زاهد ار راه به رندی نبرد معذور است

عشق کاریست که موقوف هدایت باشد

 

من که شب‌ها ره تقوا زده‌ام با دف و چنگ

این زمان سر به ره آرم چه حکایت باشد

 

بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند

پیر ما هر چه کند عین عنایت باشد

 

دوش از این غصه نخفتم که رفیقی می‌گفت

حافظ ار مست بود جای شکایت باشد

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir