محصول به سبد خرید اضافه شد
0

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

تاریخ: 19 آبان 1398
بازدید: 488

غزل    ۲۹

 

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است

 

گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست

هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است

 

افسوس که شد دلبر و در دیده گریان

تحریر خیال خط او نقش بر آب است

 

بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود

زین سیل دمادم که در این منزل خواب است

 

معشوق عیان می‌گذرد بر تو ولیکن

اغیار همی‌بیند از آن بسته نقاب است

 

گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید

در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است

 

سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم

دست از سر آبی که جهان جمله سراب است

 

در کنج دماغم مطلب جای نصیحت

کاین گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است

 

حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز

بس طور عجب لازم ایام شباب است

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir