محصول به سبد خرید اضافه شد
0

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

تاریخ: 19 آبان 1398
بازدید: 362

غزل    ۵۱

 

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

وز پی دیدن او دادن جان کار من است

 

شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز

هر که دل بردن او دید و در انکار من است

 

ساروان رخت به دروازه مبر کان سر کو

شاهراهیست که منزلگه دلدار من است

 

بنده طالع خویشم که در این قحط وفا

عشق آن لولی سرمست خریدار من است

 

طبله عطر گل و زلف عبیرافشانش

فیض یک شمه ز بوی خوش عطار من است

 

باغبان همچو نسیمم ز در خویش مران

کب گلزار تو از اشک چو گلنار من است

 

شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود

نرگس او که طبیب دل بیمار من است

 

آن که در طرز غزل نکته به حافظ آموخت

یار شیرین سخن نادره گفتار من است

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir