محصول به سبد خرید اضافه شد
0

غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم

تاریخ: 20 آبان 1398
بازدید: 1

غزل    ۳۵۸

 

غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم

دواش جز می چون ارغوان نمی‌بینم

 

به ترک خدمت پیر مغان نخواهم گفت

چرا که مصلحت خود در آن نمی‌بینم

 

ز آفتاب قدح ارتفاع عیش بگیر

چرا که طالع وقت آن چنان نمی‌بینم

 

نشان اهل خدا عاشقیست با خود دار

که در مشایخ شهر این نشان نمی‌بینم

 

بدین دو دیده حیران من هزار افسوس

که با دو آینه رویش عیان نمی‌بینم

 

قد تو تا بشد از جویبار دیده من

به جای سرو جز آب روان نمی‌بینم

 

در این خمار کسم جرعه‌ای نمی‌بخشد

ببین که اهل دلی در میان نمی‌بینم

 

نشان موی میانش که دل در او بستم

ز من مپرس که خود در میان نمی‌بینم

 

من و سفینه حافظ که جز در این دریا

بضاعت سخن درفشان نمی‌بینم

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir