محصول به سبد خرید اضافه شد
0

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

تاریخ: 19 آبان 1398
بازدید: 246

غزل    ۱۱۱

 

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

عارف از خنده می در طمع خام افتاد

 

حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد

این همه نقش در آیینه اوهام افتاد

 

این همه عکس می و نقش نگارین که نمود

یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد

 

غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید

کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد

 

من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم

اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد

 

چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار

هر که در دایره گردش ایام افتاد

 

در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ

آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد

 

آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی

کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد

 

زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت

کان که شد کشته او نیک سرانجام افتاد

 

هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است

این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد

 

صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی

زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir