محصول به سبد خرید اضافه شد
0

عید است و آخر گل و یاران در انتظار

تاریخ: 20 آبان 1398
بازدید: 203

غزل    ۲۴۶

 

عید است و آخر گل و یاران در انتظار

ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار

 

دل برگرفته بودم از ایام گل ولی

کاری بکرد همت پاکان روزه دار

 

دل در جهان مبند و به مستی سال کن

از فیض جام و قصه جمشید کامگار

 

جز نقد جان به دست ندارم شراب کو

کان نیز بر کرشمه ساقی کنم نثار

 

خوش دولتیست خرم و خوش خسروی کریم

یا رب ز چشم زخم زمانش نگاه دار

 

می خور به شعر بنده که زیبی دگر دهد

جام مرصع تو بدین در شاهوار

 

گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هست

از می کنند روزه گشا طالبان یار

 

زان جا که پرده پوشی عفو کریم توست

بر قلب ما ببخش که نقدیست کم عیار

 

ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود

تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار

 

حافظ چو رفت روزه و گل نیز می‌رود

ناچار باده نوش که از دست رفت کار

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir