محصول به سبد خرید اضافه شد
0

سحرگه ره روی در سرزمینی

تاریخ: 20 آبان 1398
بازدید: 333

 

غزل    ۴۸۳

 

سحرگه ره روی در سرزمینی

همی‌گفت این معما با قرینی

 

که ای صوفی شراب آن گه شود صاف

که در شیشه برآرد اربعینی

 

خدا زان خرقه بیزار است صد بار

که صد بت باشدش در آستینی

 

مروت گر چه نامی بی‌نشان است

نیازی عرضه کن بر نازنینی

 

ثوابت باشد ای دارای خرمن

اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

 

نمی‌بینم نشاط عیش در کس

نه درمان دلی نه درد دینی

 

درون‌ها تیره شد باشد که از غیب

چراغی برکند خلوت نشینی

 

گر انگشت سلیمانی نباشد

چه خاصیت دهد نقش نگینی

 

اگر چه رسم خوبان تندخوییست

چه باشد گر بسازد با غمینی

 

ره میخانه بنما تا بپرسم

مال خویش را از پیش بینی

 

نه حافظ را حضور درس خلوت

نه دانشمند را علم الیقینی

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir