محصول به سبد خرید اضافه شد
0

سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی

تاریخ: 20 آبان 1398
بازدید: 326

غزل    ۴۸۸

 

سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی

گفت بازآی که دیرینه این درگاهی

 

همچو جم جرعه ما کش که ز سر دو جهان

پرتو جام جهان بین دهدت آگاهی

بر در میکده رندان قلندر باشند

که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی

 

خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای

دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی

 

سر ما و در میخانه که طرف بامش

به فلک بر شد و دیوار بدین کوتاهی

 

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن

ظلمات است بترس از خطر گمراهی

 

اگرت سلطنت فقر ببخشند ای دل

کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهی

 

تو دم فقر ندانی زدن از دست مده

مسند خواجگی و مجلس تورانشاهی

 

حافظ خام طمع شرمی از این قصه بدار

عملت چیست که فردوس برین می‌خواهی

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir