محصول به سبد خرید اضافه شد
0

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد

تاریخ: 19 آبان 1398
بازدید: 291

غزل    ۱۵۴

 

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد

شعری بخوان که با او رطل گران توان زد

 

بر آستان جانان گر سر توان نهادن

گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد

 

قد خمیده ما سهلت نماید اما

بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد

 

در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی

جام می مغانه هم با مغان توان زد

 

درویش را نباشد برگ سرای سلطان

ماییم و کهنه دلقی کتش در آن توان زد

 

اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند

عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد

 

گر دولت وصالت خواهد دری گشودن

سرها بدین تخیل بر آستان توان زد

 

عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است

چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد

 

شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست

گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد

 

حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی

باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir