محصول به سبد خرید اضافه شد
0

راز نهان

تاریخ: 5 آذر 1398
بازدید: 23

راز نهان

 

 

داستان غم من راز نهانی باشد

آن شناسد که ز خود یکسره فانی باشد

 

به خمِ طره زلفت نتوانم ره یافت

آن تواند که دلش آنچه تو دانی، باشد

 

ساغری از خُم میخانه مرا باز دهید

که تواند که در این میکده بانی باشد؟

 

گردِ دلدار نگردد، غم ساقی نخورد

غیر آن رند که بی نام و نشانی باشد

 

گرچه پیرم؛ به سر زلف تو ای دوست، قسم

در سرم، عشق چو ایّام جوانی باشد

 

دورم از کوی تو، ای عشوه‏گر هر جایی

که نصیبم ز رُخت، نامه پرانی باشد

 

گر شبانان به سر کوی تو آیند و روند

خرّم آن دم که مرا شغل، شبانی باشد

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir