محصول به سبد خرید اضافه شد
0

دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم

تاریخ: 20 آبان 1398
بازدید: 292

غزل    ۳۱۴

 

دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم

لیکن از لطف لبت صورت جان می‌بستم

 

عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست

دیرگاه است کز این جام هلالی مستم

 

از ثبات خودم این نکته خوش آمد که به جور

در سر کوی تو از پای طلب ننشستم

 

عافیت چشم مدار از من میخانه نشین

که دم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم

 

در ره عشق از آن سوی فنا صد خطر است

تا نگویی که چو عمرم به سر آمد رستم

 

بعد از اینم چه غم از تیر کج انداز حسود

چون به محبوب کمان ابروی خود پیوستم

 

بوسه بر درج عقیق تو حلال است مرا

که به افسوس و جفا مهر وفا نشکستم

 

صنمی لشکریم غارت دل کرد و برفت

آه اگر عاطفت شاه نگیرد دستم

 

رتبت دانش حافظ به فلک برشده بود

کرد غمخواری شمشاد بلندت پستم

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir