محصول به سبد خرید اضافه شد
0

خاطراتی از حاج قاسم سلیمانی

تاریخ: 18 اردیبهشت 1400
بازدید: 11

احمد و قاسم پسرخاله بودند. دوتایی پولهایشان را گذاشتند روی هم، یک ساعت کوکی خریدند برای سهراب. طفلی وقتی ساعت را دید کلی ذوق کرد. همان طوری که داشت به کوک ساعت ور میرفت و از صدای زنگش کیف میکرد بهش گفتند: «اگه ساعت رو کوک کنی روی پنج صیح و بلند بشی خراب نمیشه.»
حرفشان را خوانده بود. کوکش کرده بود سر ساعت پنج. هر من بیدار میشد قاسم می گفت: «حالا که پا شدی نماز صبحت رو هم ب
شگردش بود. بلد بود چطوری برادر کوچکترش را برای نماز در کوچکترش را برای نماز صبح بیدار کند.


راوی:یوسف افضلی منبع: خبرگزاری فارس

۱. شهیداحمار سلیمانی کو
تمام سلیمانی کی اور
شادترسد.


ادامه داستان در اپلیکیشن نینوایان

دانلود مستقیم اپلیکیشن آموزش نی نوازی (نینوایان)
برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir