محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۸-۲۶۰ نهج البلاغه: انتظار پیروزی

تاریخ: 31 اردیبهشت 1399
بازدید: 5

انتظار پیروزی

 

در حدیثى از آن حضرت (ع) آمده است: همانند «یاسر فالج» که منتظر نخستین پیروزى از تیرهاى قمار خود است.
«یاسرون» کسانى هستند که تیرهاى قمار را بر شتر کشته اى مى افکنند. و «فالج» به معنى پیروز است. و گویند «قد فلج علیهم و فلجهم» یعنى بر آنان پیروز شد و مغلوبشان گردانید و راجز گوید: «لما رأیت فالجا قد فلجا»، چون دیدم که غلبه کننده، غلبه کرد.

 

راه پیروزى سریع!

این جمله قسمتى است از خطبه بیست و سوم که مرحوم سیّد رضى به منظور فصاحت و بلاغتى که دارد آن را جدا ساخته و تفسیر کرده است.

امام علیه السلام مى فرماید:

«(هرگاه مسلمان دست به عمل زشتى نزند که از آشکار شدنش شرمنده مى شود و افرادِ پست آن را وسیله هتک حرمتش قرار مى دهند) به مسابقه دهنده ماهرى مى ماند که منتظر است در همان دورِ نخست پیروز شود. (و از سود وافرى بهره گیرد بى آنکه زیانى ببیند)»؛ (کَالْیَاسِرِ آلْفَالِجِ یَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَهٍ مِنْ قِدَاحِهِ).

مرحوم سیّد رضى در شرح این جمله مى گوید:

«یاسرون کسانى هستند که به وسیله پیکانهاى تیر بر شتر نحر شده بخت آزمایى مى کنند و «فالج» کسى است که پیروز شده است.

گفته مى شود «فَلَجَ عَلَیْهِمْ وَفَلَجَهُمْ» یعنى بر آنها پیروز شد، ازاین رو در بعضى از رجزها مى خوانیم: هنگامى که دیدم شخصى پیروز شد…»؛ (الْیاسِرُونَ هُمُ الَّذینَ یَتَضارَبُونَ بِالْقِداحِ عَلَى الْجَزُورِ. وَالْفالِجُ: الْقاهِرُ وَالْغالِبُ؛ یُقالُ: فَلَجَ عَلَیْهِمْ وَفَلَجَهُمْ، وَقالَ الرّاجِزُ: لَمّا رَأیْتُ فالِجآ قَدْ فَلَجا).

مرحوم سیّد رضى به دلیل اینکه در صدد شکافتن معناى حقیقى یا کنایى «یاسر» و «فالج» بوده، صدر این کلام را ذکر نکرده است؛

ولى هرگاه به صدر آن در خطبه ۲۳ باز گردیم معناى کامل و جامعى از این گفتار حکیمانه به دست مى آید، زیرا امام علیه السلام مى فرماید:

«هرگاه انسان مسلمان به دنبال کار زشتى که از آشکار شدنش شرمنده شود نباشد و به کارى که افراد پست آن را وسیله هتک حرمت او قرار دهند دست نزند مانند مسابقه دهنده ماهرى است که منتظر است در همان دورِ نخست پیروز گردد و سود وافرى ببرد بى آنکه زیانى دامان او را بگیرد»؛ (فَإِنْ رَأَى أَحَدُکُمْ لاَِخِیهِ غَفِیرَهً فِی أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ نَفْسٍ فَلا تَکُونَنَّ لَهُ فِتْنَهً فَإِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ مَا لَمْ یَغْشَ دَنَاءَهً تَظْهَرُ فَیَخْشَعُ لَهَا إِذَا ذُکِرَتْ وَیُغْرَى بِهَا لِئَامُ النَّاسِ کَانَ کَالْفَالِجِ الْیَاسِرِ الَّذِی یَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَهٍ مِنْ قِدَاحِهِ تُوجِبُ لَهُ الْمَغْنَمَ وَیُرْفَعُ بِهَا عَنْهُ الْمَغْرَم).

این پیروزى سریع مى تواند پیروزى در دنیا باشد یا در سراى آخرت یا در هر دو، زیرا چنین مؤمن پاکدامنى نه بهانه به دست بدخواهان مى دهد که از او عیبجویى کنند و نه کارى برخلاف رضاى الهى انجام مى دهد که در سراى آخرت دامنش را بگیرند، بنابراین او در هر دو سرا پیروز است.

نکته مهمى که در اینجا باید به آن توجه داشت

معناى «یاسر» است که بسیارى از شارحان، آن را به قمارباز تفسیر کرده و گفته اند: مؤمن پاکدامن مانند قماربازى است که در دور اول قمار برنده مى شود و مى دانیم چنین تشبیهى هرگز مناسب کلام امام علیه السلام نیست. گویا آنها به تعبیر «قِداح» (چوبه هاى تیر) و «جَزُور» (شتر قربانى) توجه نکرده اند.

توضیح اینکه طبق آنچه از «زمخشرى» در کشاف نقل شده، عرب هنگام بخت آزمایى ده چوبه تیر انتخاب مى کرد و روى هرکدام اسمى مى نوشت؛

بعضى به عنوان برنده و بعضى به عنوان بازنده.

سپس شترى را خریدارى مى کردند و آن را نحر کرده به ده قسمت تقسیم مى نمودند. تیرهاى دهگانه را در کیسه اى ریخته، مخلوط مى کردند و کسى که مورد اعتماد آنها بود دست مى کرد تیرها را یکى بعد از دیگرى بیرون مى آورد:

هفت چوبه تیر که هرکدام نام خاصى بر آن نوشته شده بود و هرکدام سهمى مى بردند.

سهم برترین، «مُعَلّى» نام داشت اما سه چوبه دیگر هیچکدام سهمى نداشتند بلکه هرکس آن چوبه ها به نام او مى افتاد مى بایست یک سوم از قیمت شتر را بپردازد و در پایان، برندگان، سهام خود را به فقرا مى دادند و چیزى از آن را نمى خوردند و به این کار افتخار مى کردند.

«قِداح»، اشاره به آن چوبهاى تیر است و «جَزور» اشاره به شترى است که براى این کار انتخاب مى کردند.

با توجه به آنچه گفته شد روشن مى شود این کار گرچه نوعى بخت آزمایى بوده ـ نه قمار ـ ولى سرانجامش خدمتى به فقرا محسوب مى شده است، بنابراین گرچه اصل این کار ازنظر شرعى باطل است، ولى آن زشتى و قبحى که در مسئله قمار است، مخصوصاً با توجه به پایان آن، دیده نمى شود و تشبیه امام علیه السلام تشبیه فصیح و بلیغى است. از آنجا که مؤمن پاکدامنى که بهانه به دست بدخواهان نمى دهد به سرعت در کارهایش پیروز مى شود از آن تعبیر به «فالج» شده که از مادّه «فَلج» (بر وزن گنج) به معناى پیروزى است و تعبیر به «أوَّلُ فَوْزَهٍ» شده که معناى نخستین پیروزى را دارد.

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir