حکمت ۶۳ نهج البلاغه: اهمیت شفاعت

اهمیت شفاعت
و فرمود (ع): شفاعت کننده، براى کسى که طالب چیزى است، چونان بال است براى پرنده.
نقش شفاعت کننده:
امام(علیه السلام) در این جمله کوتاه و پرمعنا اشاره به اهمیت شفاعت کرده مى فرماید:
«شفاعت کننده بال و پَرِ طلب کننده است»; (الشَّفِیعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ).
شفاعت بر دو گونه است:
تکوینى و تشریعى; شفاعت تکوینى آن است که موجودات قوى تر این جهان به موجودات ضعیف تر براى پرورش و تکامل و نموّ کمک کنند، تابش آفتاب، ریزش باران و وزش نسیم نوعى شفاعت در عالم تکوین نسبت به پرورش گیاهان است. باغبان نیز در حدّ خود در مورد گیاهان و درختان شفاعت مى کند.
این گونه شفاعت دامنه وسیعى در جهان هستى دارد.
در عالم تشریع نیز انسان هایى که در درگاه خدا مقرب ترند افراد ضعیف و آلوده به گناه و وامانده در راه را کمک کرده آنها را به سرمنزل سعادت مى رساند. به یقین هر دو نوع شفاعت هنگامى مؤثر واقع مى شود که در شفاعت شونده قابلیت و لیاقت لازم وجود داشته باشد وگرنه به یک دانه فاسد گیاه هر قدر آفتاب بتابد و باران ببارد و نسیم بوزد گیاهى از آن نمى روید و همچنین انسانى که رابطه خود را با شفیعان به کلى قطع کرده شفاعت شافعان نفعى به حال او نخواهد داشت.
این که امام در گفتار حکیمانه بالا مى فرماید:
شفاعت کننده بال و پر طلب کننده است واقعیت مسلّم عقلى و نقلى است، همان گونه که هیچ پرنده اى بدون بال و پر نمى تواند پرواز کند بسیارى از طلب کنندگان نیز بى بال و پر شفاعت پرواز در آسمان قرب خدا براى آنها غیر ممکن است.
این جمله کوتاه در واقع هم اشاره اى به فلسفه شفاعت و هم مفهوم و معناى آن و هم شرایط شفاعت کننده و شفاعت شونده دارد. پرنده باید همه چیز او کامل باشد تا بعد از رویش بال و پر بتواند پرواز کند و استفاده از بال و پر براى پرنده عیب نیست، بلکه افتخار است و عالم اسباب در جهان هستى در واقع چهره هایى از همین شفاعت است. در عالم تشریع نیز گاه معصومان و پیشوایان بزرگ شفاعت مى کنند، گاهى علماى دین و شهدا و صالحان و زمانى اعمال خوب انسان مانند نماز و روزه و جهاد او با دشمن یا با نفس سبب شفاعتش مى شود.
در هر حال شفیع به منزله بال و پر محسوب مى شود. براى توضیح بیشتر در مورد حقیقت شفاعت و آثار و شرایط آن به جلد اوّل تفسیر نمونه ذیل آیه ۴۸ سوره «بقره» مراجعه فرمایید.
******
پی نوشت:
(۱). سند گفتار حکیمانه: در کتاب مصادر آمده است جاحظ که پیش از سیّد رضى مى زیسته در کتاب المائه المختاره آن را آورده است و بعد از سیّد رضى عده زیادى آن را نقل کرده اند. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۵۳)

دیدگاهها