حکمت ۴۷۲ نهج البلاغه: دعاى باران
دعاى باران
باران هاى مفید:
باران یکى از نعمت هاى بزرگ الهى است که در قرآن مجید بارها به عنوان نعمت و همچنین به عنوان آیتى از آیات حق به آن اشاره شده است این نعمت الهى گاهى خالى از ضایعات است، ابرها نرم نرم مى بارند بى آن که طوفان و صاعقه و گردبادى همراه داشته باشد. امام(علیه السلام) در کلام خود آن ها را ابرهاى رام و تسلیم شمرده، و گاه با طوفان ها و صواعق و گردبادها همراه است که در عین باریدن، ضایعات فراوانى همراه دارد. آتش صاعقه انسان ها و خانه هایى را مى سوزاند و خاکستر مى کند و گردباد و طوفان سبب ویرانى خانه ها و امارت ها و ریشه کن شدن درختان مى شود. به همین دلیل امام(علیه السلام) در دعاى باران خود عرضه مى دارد: «خداوندا! به وسیله ابرهاى رام به ما باران عنایت کن نه به وسیله ابرهاى سرکش»; (فِى دُعَاء اسْتَسْقَى بِهِ اللَّهُمَّ اسْقِنَا ذُلُلَ السَّحَابِ دُونَ صِعَابِهَا).
جمعى از شارحان نهج البلاغه این کلام امام(علیه السلام) را طور دیگرى تفسیر کرده اند گفته اند: منظور از ابرهاى رام و تسلیم، ابرهاى باران زا و منظور از ابرهاى سرکش، ابرهاى بدون باران و پر سر و صداست. و ظاهراً مرحوم سید رضى نیز در شرح زیبایى که براى این کلام نوشته و بعداً آن را تفسیر خواهیم کرد کلام امام(علیه السلام) را همین گونه تفسیر کرده است. در حالى که جمله «اُسقنا» (ما را سیراب کن) به هر دو گروه از ابرها اشاره مى کند. امام(علیه السلام) عرضه مى دارد: «ما را با ابرهاى رام سیراب کن نه با ابرهاى سرکش». یعنى آن ها هم سیراب مى کنند ولى توأم با آسیب هاى مختلفى هستند. شبیه این سخن چیزى است که در دعاى باران از امام امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل شده است; در این دعا حضرت بارانى را تقاضا مى کند که مایه برکت نهرها، رویش درختان، ارزان شدن ارزاق، پرنشاط شدن انسان ها و حیوان ها و پرورش زراعت ها و پرشیر شدن پستان حیوانات گردد نه بارانى که ضرر و زیان رساند و مشکلات گوناگون و پى درپى بیافریند.[۱]
*****
نکته ها:
1. صلاه الاستسقاء (نماز باران):
در دستورات اسلامى وارد شده است که هرگاه باران تأخیر بیفتد و مردم در زحمت قرار گیرند رو به درگاه خدا آورند و بعد از سه روز روزه پى درپى به طور گروهى به خارج شهر بروند و در زیر آسمان نماز باران را که آداب خاصى دارد به جا آورند. از گناهان خود توبه کنند و خدا را به اسماء حسنایش بخوانند و دعا کنند تا باران رحمت الهى نازل گردد. بارها و بارها تجربه شده است ـ و ما خود نیز تجربه کردیم که خود داستان مفصلى دارد ـ که باران رحمت الهى به فاصله کمى بعد از نماز استسقاء باریده است. بسیارى از آداب آن مانند نماز عید است و در روایات آمده که اگر روز دوشنبه انجام شود بهتر است. مؤذنان پیشاپیش امام به سوى خارج شهر حرکت مى کنند و نماز بدون اذان و اقامه خوانده مى شود یکصد بار رو به قبله تکبیر مى گویند و یکصد بار رو به طرف راست، تسبیح و یکصد بار رو به طرف چپ ذکر «لا اله الا الله» و یکصد بار رو به مردم «الحمدلله» مى گویند و امام بعد از نماز خطبه مى خواند و مردم را در آن خطبه به دورى از گناهان و قیام به واجبات دعوت مى کند.[۲]
در خطبه ۱۱۵ و همچنین در خطبه ۱۴۳ که پیش تر ذکر کردیم تعبیرات بسیار زیبا و پرمعنا و گویایى درباره نماز باران و چگونگى تقاضاى این رحمت الهى از خداوند آمده است که به خوبى نشان مى دهد امام(علیه السلام) در هر صحنه اى وارد بشود حق آن را به عالى ترین وجهى ادا مى کند.
در این جا مناسب است از نماز باران باشکوهى یاد کنیم که امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) در عصر مأمون به جا آورد و مایه حیرت مأمون و اطرافیانش شد.
جریان از این قرار است: هنگامى که مأمون امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) را ولیعهد خود ساخت در آن سال باران نبارید، اطرافیان مأمون و آن ها که با امام(علیه السلام) دشمنى داشتند گفتند: ببینید، هنگامى که على بن موسى الرضا آمد و ولیعهد ما شد باران از ما قطع گردید. این سخن به گوش مأمون رسید و بر او سخت آمد به امام(علیه السلام) عرضه داشت: آیا مى شود دعایى کنى تا مردم از باران بهره مند شوند؟ امام(علیه السلام) فرمود: آرى. مأمون عرض کرد: کى انجام مى دهى (آن روز، جمعه بود) فرمود: روز دوشنبه این کار را انجام مى دهم زیرا شب گذشته پیغمبر گرامى(صلى الله علیه وآله) را در خواب دیدم در حالى که امیرمؤمنان على(علیه السلام) با او بود به من فرمود: فرزندم! منتظر روز دوشنبه باش و در آن روز نماز باران را در بیابان بخوان و بدان که خداوند باران را بر این مردم خواهد فرستاد و آن ها را از فضیلت و کرامتى که نزد پروردگارت دارى باخبر خواهد ساخت (البته این احتمال نیز بعید نیست که یکى از مقدمات نماز باران گرفتن سه روز روزه است و امام(علیه السلام) مى خواستند روز شنبه و یکشنبه و دوشنبه را روزه بگیرند).
روز دوشنبه فرا رسید، آن حضرت به بیابان رفتند و جمعیت زیادى همراه ایشان از شهر خارج شدند، سپس امام بالاى منبر رفت و حمد و ثناى الهى به جا آورد و عرضه داشت: «خدایا، پروردگارا! تو حقّ ما اهل بیت را عظیم داشتى و بر همین اساس مردم به ما توسل جسته اند، همان گونه که تو امر کردى آنان امید به فضل تو دارند و منتظر احسان تواند، تو نیز بارانى نافع و فراگیر، بارانى بدون تأخیر و خالى از ضرر بر آنان فرو فرست، بارانى که پس از رسیدن آنان به خانه هایشان آغاز گردد».[۳]
راوى این خبر مى گوید: به آن خدایى که محمّد(صلى الله علیه وآله) را به حق مبعوث ساخت سوگند که پس از دعاى آن حضرت مشاهده کردیم ابرهاى متراکم در آسمان ظاهر شدند و رعد و برق شدیدى پدید آمد و مردم با سرعت به سوى خانه هایشان به راه افتادند گویى از باران شدیدى فاصله مى گرفتند.
امام(علیه السلام) خطاب به آنان فرمود: این ابر مربوط به شما نیست مربوط به فلان منطقه است. ابرها عبور کردند و گذشتند، ابر دیگرى ظاهر شد فرمود: این ابر نیز مربوط به شما نیست و مربوط به فلان منطقه است; ده بار ابرها آمدند و رفتند. هنگامى که ابر یازدهم ظاهر شد امام(علیه السلام) فرمود: این مال شماست، شکر خدا را به جا آورید و بدانید که این ابر نمى بارد تا وارد خانه هایتان شوید هنگامى که به خانه ها رسیدند باران دانه درشتى شروع به باریدن کرد به گونه اى که تمام ظرف ها و استخرها و بیابان ها پر از آب شد و مردم همگى زمزمه مى کردند: «هنیئاً لولد رسول الله کراماته; این کرامات بر فرزند پیغمبر گوارا باد».[۴]
2. قطع برکات آسمانى بر اثر گناهان:
از آیات قرآن و روایات اسلامى استفاده مى شود که یکى از عوامل خشکسالى و کمى باران، گناهانى است که مردم مرتکب مى شوند و به سبب آن از این رحمت واسعه الهى محروم مى گردند.
در سوره نوح در ماجراى گفتوگوى این پیغمبر بزرگ الهى با مردم آن زمان مى خوانیم که آن حضرت مى فرماید: از گناهان خود استغفار کنید تا باران هاى پربرکت نازل گردد: (اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّاراً * یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُمْ مِّدْرَاراً).
و در آیه ۱۳۰ سوره اعراف مى خوانیم: «(وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْص مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ); ما آل فرعون را به خشکسالى و زیان هاى مالى گرفتار ساختیم شاید از راه نادرست خود بازگردند».
در ذیل خطبه ۱۱۵ این حدیث را از امام صادق(علیه السلام) آوردیم که مى فرماید: «إِذَا فَشَتْ أَرْبَعَهٌ ظَهَرَتْ أَرْبَعَهٌ إِذَا فَشَا الزِّنَا ظَهَرَتِ الزَّلازِلُ وَإِذَا أُمْسِکَتِ الزَّکَاهُ هَلَکَتِ الْمَاشِیَهُ وَإِذَا جَارَ الْحُکَّامُ فِى الْقَضَاءِ أُمْسِکَ الْقَطْرُ مِنَ السَّمَاءِ وَ إِذَا خُفِرَتِ الذِّمَّهُ نُصِرَ الْمُشْرِکُونَ عَلَى الْمُسْلِمِین; هنگامى که چهار گناه شایع بشود چهار بلا دامنگیر مردم مى شود: هنگامى که «زنا» شایع شود زلزله ها آشکار مى گردد و هنگامى که مردم از دادن زکات امساک کنند مرگومیر در چهارپایان مى افتد و هنگامى که حاکمان در قضا ستم کنند آسمان از باریدن باران بازمى ایستد و هنگامى که پیمان ها شکسته شود مشرکان بر مسلمین پیروز مى شوند».[۵]
هنگامى که امام صادق(علیه السلام) فتواى نادرست ابوحنیفه را در بعضى از مسائل مى شنود مى فرماید: «فِى مِثْلِ هَذَا الْقَضَاءِ وَشِبْهِهِ تَحْبِسُ السَّمَاءُ مَاءَهَا وَتَمْنَعُ الاَْرْضُ بَرَکَتَهَا; به دلیل این گونه قضاوت ها و مانند آن، آسمان آب خود را حبس مى کند و زمین برکت خود را منع مى نماید».[۶]
* * *
سخن در این زمینه بسیار است و در این جا با ذکر کلام سید رضى که در ذیل این گفتار حکیمانه آمده و شرح لغات آن، این بحث را به پایان مى بریم.
او چنین مى گوید: «این از کلمات فصیح و شگفت انگیز است زیرا امام(علیه السلام) ابرهاى پرسروصدا را که توأم با رعد و برق و طوفان و صاعقه است تشبیه به شتران سرکشى کرده که بار خود را فرو مى افکنند و سوار خود را به زمین مى کوبند ولى ابرهاى خالى از این هیاهو را به شتران رام تشبیه فرموده که به راحتى مى توان از آن ها شیر دوشید و بر آن ها سوار شد». (قال الرضیّ: وهذا من الکلامِ العَجیبِ الفَصاحهِ، وذلک أنّه(علیه السلام) شبّه السّحابَ ذواتِ الرُّعودِ وَالبَوارِق والرِّیاح وَالصّواعقِ بالإبلِ الصِّعابِ التی تَقمِصُ بِرحالِها وتَقصُّ برُکبانِها وشبّه السَّحابَ خالیهً من تلک الروائعِ بالإبلِ الذُّلَلِ التی تُحْتَلَبُ طَیِّعَهً وتُقْتَعَدُ مُسْمِحَهً).
«رعود» جمع «رعد» و «بوارق» جمع «برق» و «صواعق» جمع «صاعقه» مى باشد.
«تقمص» از ماده «قَمص» (بر وزن شمس) به معنى سرکش شدن شتر است به گونه اى که پاهاى جلو را بلند کند و پاهاى عقب را بر زمین بکوبد و سوار خود را بر زمین بیفکند.
«تقص» از ماده «وقص» (بر وزن نقص) به معنى پرتاب کردن شخص سوار بر زمین آمده است.
«روائع» جمع «روعه» به معنى چیز وحشت انگیز است و در بعضى از نسخ «زوابع» آمده که جمع «زوبعه» به معنى گردباد است.
«طیّعه» به معنى مطیع و فرمانبردار است.
«تقتعد» از ماده «قعود» به معنى نشستن و «مسمحه» از ماده «سماح» به معنى رام است و در مجموع اشاره به شترانى است که به هنگام دوشیدن شیر هیچ گونه ناآرامى و نافرمانى اى نمى کنند.[۷]
*****
پی نوشت:
[۱]. رجوع شود به مستدرک الوسائل، ج ۶، ابواب صلاه الاستسقاء، باب ۱، ص ۱۷۹، ح ۲.
[۲]. آداب نماز استسقاء را مى توانید در جلد پنجم وسائل الشیعه، صفحه ۱۶۲ تا ۱۶۹ مطالعه نمایید.
[۳]. احتمال دارد که امام(علیه السلام) این دعا را بعد از نماز استسقاء به جا آورده و نیز محتمل است که حتى بدون نماز استسقاء این دعاى پرمعنى را خوانده و به سبب آن، بارانى پربرکت باریده است.
[۴]. بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۱۸۰.
[۵]. بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۲۱، ح ۱۳.
[۶]. وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۲۵۶.
[۷]. سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب تنها منبع دیگرى که براى این دعاى پرمعنا و زیبا ذکر کرده نهایه ابن اثیر در ماده «زلل» مى باشد. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۳۱۹)


دیدگاهها