محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۴۶۵ نهج البلاغه: یاری اسلام توسط انصار

دسته‌بندی: نهج البلاغه
تاریخ: 13 اردیبهشت 1399
بازدید: 8

یاری اسلام توسط انصار

 

طایفه پرافتخار انصار:

 

امام(علیه السلام) در این گفتار فصیحانه مدح بلیغى درباره انصار (یارانى که اهل مدینه بودند و به پیغمبر(صلى الله علیه وآله) پیوستند) بیان کرده، مى فرماید: «به خدا سوگند آن ها اسلام را همچون فرزندى در دامانشان پرورش دادند با دست هاى گشاده و پرسخاوت و زبان هاى گویا و فصیح، با این که نیاز مادى به آن نداشتند»; (هُمْ وَاللّهِ رَبَّوُا الإِسْلاَمَ کَمَا یُرَبَّى الْفِلْوُ، مَعَ غَنَائِهِمْ، بِأَیْدِیهِمُ السِّبَاطِ، وَأَلْسِنَتِهِمُ السِّلاَطِ).
«فِلْوْ» (بر وزن حلم) به معناى بچه اسب است. در بعضى از شروح نهج البلاغه این واژه را تفسیر به مُهر کرده اند که آن هم به معناى بچه اسب است. «سِبَاطِ» (بر وزن صفات) جمع «سَبَط» (بر وزن سبد) به معناى شخص سخاوتمند است. «سِلاطِ» (بر وزن صفات) جمع «سلیط» به معناى شخص فصیحى است که منطق کوبنده اى دارد. در این گفتار حکیمانه، امام(علیه السلام)، هم اشاره به نقش انصار در پیشرفت اسلام کرده و هم دو صفت برجسته آن ها را بیان نموده است.
در قسمت اول، کار آن ها را تشبیه به پرورش فرزند مى کند و مى دانیم که اسلام هنگامى که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) از مکه به مدینه هجرت کرد در واقع همچون نهال یا کودکى بود که هنوز پرورش نیافته بود. انصار و یاران مدینه به سرعت به آن پیوستند و از آن حمایت کردند و در جنگ هاى مختلف دفاع جانانه نمودند تا اسلام پرورش و گسترش یافت و این نهال الهى به ثمر رسید.

به راستى اگر اسلام در مکه مى ماند بر حسب ظاهر نور آن خاموش مى گشت چراکه بت پرستان مکه تعصب عجیبى به بت هاى خود داشتند، اضافه بر این، سلطه آن ها بر کعبه و حرم مکه منافع مادى زیادى برایشان داشت و اسلام این منافع را تهدید مى کرد. به همین دلیل با تمام قوا مقابل پیغمبر(صلى الله علیه وآله) ایستادند و حتى تصمیم بر قتل آن حضرت گرفتند و اگر هجرت پیامبر(صلى الله علیه وآله) به آن صورت پیچیده رخ نمى داد اى بسا به دست آن ها به شهادت مى رسید. ولى انصار از همان آغاز کار جان خود را در طبق اخلاص گذاشتند و به پیغمبر(صلى الله علیه وآله) تقدیم نمودند، و پشتیبانى آن ها حملات پى درپى بت پرستان مکه را خنثى کرد و سرانجام، اسلام، تمام جزیره العرب را در زیر بال وپر خود قرار داد و این افتخار براى انصار در تاریخ اسلام ثبت شد.
*****
نکته:
فضایل انصار در قرآن و روایات اسلامى:
قرآن مجید کراراً انصار را ستوده است. در آیه ۱۰۰ سوره توبه مى خوانیم: «(وَالسَّابِقُونَ الاَْوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالاَْنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَان رَّضِىَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّات تَجْرِى تَحْتَهَا الاَْنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ); پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانى که به نیکى از آن ها پیروى کردند، خداوند از آن ها خشنود گشت، و آن ها (نیز) از او خشنود شدند; و باغ هایى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جارى است; جاودانه در آن خواهند ماند; و این است پیروزى بزرگ!».
همچنین در آیه ۱۱۷ همین سوره مى خوانیم: «(لَّقَدْ تَّابَ اللهُ عَلَى النَّبِىِّ وَالْمُهَاجِرِینَ وَالاَْنصَارِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ فِى سَاعَهِ الْعُسْرَهِ مِنْ بَعْدِ مَا کَادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیق مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ); مسلّماً خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار، که در زمان عسرت و شدّت (در جنگ تبوک) از او پیروى کردند، نمود; بعد از آن که نزدیک بود دل هاى گروهى از آن ها، از حقّ منحرف شود (و از میدان جنگ بازگردند); سپس خدا توبه آن ها را پذیرفت، که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است!».
همچنین در آیه ۷۴ سوره انفال آمده است: «(وَالَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِى سَبِیلِ اللهِ وَالَّذِینَ آوَوا وَّنَصَرُوا أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ); و آن ها که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند، و آن ها که پناه دادند و یارى نمودند، آنان مؤمنان حقیقى اند; براى آن ها، آمرزش (و رحمت خدا) و روزى شایسته اى است».
در احادیث اسلامى که از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) رسیده نیز فضایل فراوانى براى طائفه انصار ذکر شده است. ازجمله در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که فرمود: «إِنِّى تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْن» تا آن جا که فرمود: «أَلا إِنَّ أَهْلَ بَیْتِى عَیْنِیَ الَّتِی آوِى إِلَیْهَا أَلا وَإِنَّ الاَْنْصَارَ تُرْسِی فَاعْفُوا عَنْ مُسِیئِهِمْ وَأَعِینُوا مُحْسِنَهُمْ; من از میان شما مى روم و دو چیز گران مایه در میان شما مى گذارم… آگاه باشید که اهل بیت من به منزله چشمان من اند که به آن ها اعتماد مى کنم و انصار، سپر من (دربرابر دشمنان) هستند. خطاکار آن ها را ببخشید و نیکوکار ایشان را یارى کنید».[۱]
در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: «وَ مَا سُلَّتِ السُّیُوفُ وَلا أُقِیمَتِ الصُّفُوفُ فِى صَلاه وَلا زُحُوف وَلا جُهِرَ بِأَذَان وَلا أَنْزَلَ اللَّهُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا حَتَّى أَسْلَمَ أَبْنَاءُ الْقَیْلَهِ الاَْوْسُ وَالْخَزْرَجُ; شمشیرها کشیده نشد و صفوف (پرجمعیت) در نماز و میدان جنگ برپا نگشت و اذان آشکارا گفته نشد و خطاب به «یا ایها الذین آمنوا» از سوى خداوند نازل نگردید تا زمانى که فرزندان قیله[۲] یعنى اوس و خزرج (طائفه انصار) اسلام را پذیرفتند (و آن را یارى کردند)».[۳]
در کامل ابن اثیر حدیث مشروحى که حاکى از فضیلت بزرگ انصار است از ابو سعید خدرى نقل شده که خلاصه اش چنین است: هنگامى که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) غنائم جنگ حنین را به قریش و قبایل عرب داد و به انصار چیزى عطا نفرمود انصار ناراحت شدند و گفتند: گویا پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به قوم و قبیله خود رسیده و ما را فراموش کرده است. سعد بن عباده که بزرگ انصار بود این مطلب را به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) رسانید. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: جمعیت انصار را نزد من حاضر کن. آن ها نزد حضرت حاضر شدند. پیامبر(صلى الله علیه وآله) آن ها را مؤاخذه کرد و فرمود: این چه حرفى است که پشت سر من زدید؟ مگر هنگامى که به سوى شما آمدم گمراه نبودید؟ خداوند شما را به وسیله من هدایت کرد، فقیر بودید بى نیاز کرد، با هم دشمن بودید شما را با هم متحد نمود. آیا چنین نیست؟ همه عرض کردند: آرى، به خدا سوگند همین گونه است. فرمود: چرا به من پاسخ نمى گویید؟ عرض کردند: چه پاسخى بدهیم؟ فرمود: شما هم مى توانید بگویید: دیگران تو را تکذیب کردند ما تصدیق کردیم، دست از یارى ات برداشتند ما یارى ات کردیم تو را ترک کردند ما به تو پناه دادیم. با این حال آیا راضى نیستید مردم (اشاره به قریش و قبایل عرب است) گوسفند و شتر ببرند اما شما همراه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به خانه هایتان بازگردید؟ سپس این جمله را فرمود: قسم به کسى که جان من به دست اوست اگر من از مهاجرین نبودم دوست داشتم از انصار باشم، اگر همه مردم مسیرى را انتخاب کنند و انصار مسیر دیگرى را، من به مسیر انصار خواهم رفت: «اللهمّ ارحَمِ الأنصارَ وأبناءَ الأنصارِ و أبناء أبناء الأنصارِ; خداوندا! انصار و فرزندان و فرزندان فرزندان آن ها را مشمول رحمت قرار ده. این جا بود که انصار به گریه افتادند و آنقدر اشک ریختند که محاسنشان از اشک چشمشان تر شد و عرضه داشتند: همه ما راضى شدیم که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در سهم ما باشد».[۴]
امام سجاد(علیه السلام) در دعاى چهارم صحیفه سجادیه توصیف بسیار بلیغ و جالبى درباره انصار و فضایل آن ها فرموده است.
ولى روشن است که منظور از انصار در این آیات و روایات، افراد ثابت الایمان و خالص و مخلص هستند نه گروهى از منافقین که خود را در صف آن ها جاى داده بودند و یا آن ها که بعد از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) بر عهد خود با خدا و رسولش باقى نماندند.[۵]
*****
پی نوشت:
[۱]. بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۳۱۱، ح ۱۴.
[۲]. «قیله» اسم مادر طائفه اوس و خزرج مى باشد. (بحارالانوار، ج ۱۹، ص ۱۲۵).
[۳]. بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۳۱۲، ح ۱۷.
[۴]. کامل ابن اثیر، ج ۲، ص ۲۷۱; تاریخ طبرى، حوادث سال هشتم.
[۵]. سند گفتار حکیمانه: تنها موردى که مرحوم خطیب در مصادر اضافه بر نهج البلاغه ذکر مى کند این است که زمخشرى در ربیع الابرار آن را با تفاوتى ذکر کرده است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۳۱۵)

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir