محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۴۶۲ نهج البلاغه: شیفتگی از مدح و ثنای مردم

تاریخ: 13 اردیبهشت 1399
بازدید: 13

شیفتگی از مدح و ثنای مردم

 

بى اعتنایى به تعریف و تمجید:

امام(علیه السلام) در این گفتار کوتاه حکیمانه به کسانى که مورد مدح و تمجید از سوى این و آن قرار مى گیرند هشدار مى دهد و مى فرماید: «بسیارند کسانى که به سبب تعریف و تمجید دیگران فریب مى خورند»; (رُبَّ مَفْتُون بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِیهِ).
درست است که باید افراد نیکوکار را تشویق کرد و عالمانى را که علم آن ها سبب پیشرفت جامعه انسانى اسلامى شده مورد تمجید قرار داد ولى گاه این تعریف و تمجیدها آفاتى را نیز به دنبال دارد که باید از آن پرهیز کرد. نخست این که در بسیارى از اوقات سبب کبر و غرور مى شود و شخصِ تمجید و تعریف شده پیش خود فکر مى کند که سرآمد افراد جامعه است همه باید به او احترام بگذارند و دربرابر او سکوت کنند و گوش به فرمانش باشند، و مى دانیم که غرور و خودبرتربینى یکى از مهلکات است. دیگر این که گاه این تعریف و تمجیدها سبب مى شود که انسان در مسیر تکامل متوقف گردد. شخصِ تعریف و تمجیدشده به خود مى گوید: حال که همه پذیرفته اند من داراى صفات برجسته و فوق العاده اى هستم چه دلیلى دارد که بیش از این به خود زحمت دهم؟
مشکل دیگرى که گاه از این تعریف و تمجیدها ناشى مى شود این است که حسادت مخالفان را برمى انگیزد و به عداوت و دشمنى آن ها دامن مى زند و سبب مى شود که آن شخص را به هر وسیله اى که ممکن است ضعیف و ناتوان سازند و از اعتبار و حیثیتش بکاهند. به همین دلیل باید در هرچیز ازجمله مدح و ثناى دیگران اعتدال را رعایت کرد و افراد کم ظرفیت و پرظرفیت را به تناسب حالشان مورد مدح و تشویق قرار داد.
واژه «مفتون» از ماده «فَتْن» (بر وزن متن) به گفته بسیارى از ارباب لغت در اصل به معناى قراردادن طلا در کوره است تا خالص و ناخالص شناخته شود سپس این واژه به معناى آزمایش و امتحان به طور عام بکار رفته است. ولى در قرآن مجید در معانى متعددى استفاده شده است: آزمایش (عنکبوت، آیه ۲)، فریب دادن (اعراف، آیه ۲۷)، بلا و عذاب (انفال، آیه ۲۵)، شرک و بت پرستى و مانع ایمان آوردن افراد شدن (انفال، آیه ۳۹)، اضلال و گمراه ساختن (مائده، آیه ۴۱) و شکنجه کردن (ذاریات، آیه ۱۳). ولى ظاهراً تمام این معانى به همان ریشه اى باز مى گردد که به آن اشاره شد. واژه «فتنه» نیز در معانى مذکور به کار رفته و اما در مورد کلام امام(علیه السلام) منظور از «مفتون» شخص فریب خورده است یعنى بسیارند کسانى که فریب تعریف و تمجیدها را مى خورند و از راه راست منحرف مى شوند.
در این جا به دو نکته باید توجه کرد: نخست این که همان گونه که در شرح سند این گفتار حکیمانه اشاره شد مرحوم سید رضى آن را در سه مورد از کلمات قصار آورده است: یکى در این جا و دو مورد دیگر در حکمت هاى ۱۱۶ و ۲۶۰. ممکن است این تکرار به دلیل مشغله هاى زیاد آن بزرگوار و طول زمان تألیف این کتاب نورانى بوده که گاه فراموش مى کرده جمله اى را قبلا آورده است، و باز تکرار مى نموده و ممکن است به سبب اهمیتى که به این سخن داده تکرار آن را مناسب دانسته است.
نکته دیگر این که در بعضى از نسخ نهج البلاغه این گفتار حکیمانه آخرین کلمه قصار است و هجده کلمه قصار بعدى ذکر نشده است در حالى که در نسخه هاى دیگر چنین نیست شاید به این دلیل که مرحوم سید رضى بعداً آن ها را ملحق ساخته و در همه نسخه ها نبوده است.
*****
نکته:
مدح و تمجید در حد اعتدال:
شک نیست که باید نیکوکاران را به سبب نیکى هایشان مورد تشویق و تقدیر قرار داد همان گونه که بدکاران مورد نکوهش قرار مى گیرند. خداوند متعال در قرآن مجید یاران پیشگام پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) و کسانى را که بعداً به آن ها ملحق مى شوند و مسیر صحیح آن ها را در پیش مى گیرند مورد تقدیر قرار داده، مى فرماید: «(وَالسَّابِقُونَ الاَْوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالاَْنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَان رَّضِىَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّات تَجْرِى تَحْتَهَا الاَْنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ); پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانى که به نیکى از آن ها پیروى کردند، خداوند از آن ها خشنود شد و آن ها (نیز) از او خشنود شدند; و باغ هایى از بهشت براى آنان فراهم ساخته که نهرها از زیر درختانش جارى است; جاودانه در آن خواهند ماند و این است پیروزى بزرگ!».[۱]
امیرمؤمنان على(علیه السلام) نیز در عهدنامه معروف مالک اشتر به مالک چنین توصیه مى کند: «وَلا یَکُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَالْمُسِىءُ عِنْدَکَ بِمَنْزِلَه سَوَاء فَإِنَّ فِى ذَلِکَ تَزْهِیداً لاَِهْلِ الاِْحْسَانِ فِى الاِْحْسَانِ وَتَدْرِیباً لاَِهْلِ الاِْسَاءَهِ عَلَى الاِْسَاءَهِ; هرگز نباید افراد نیکوکار و بدکار نزد تو یکسان باشند، زیرا این کار سبب مى شود که نیکوکاران در نیکى هایشان بى رغبت شوند و بدکاران در اعمال بدشان تشویق گردند». و این امر دلیل روشنى دارد: زیرا هنگامى که نیکوکاران به سبب نیکى هایشان مدح و ثنا شوند و یا ـ آنگونه که در دنیاى امروز معمول است ـ جوایزى به آن ها داده شود، هم آن ها تشویق به ادامه راه مى شوند و هم دیگران به راه نیک دعوت خواهند شد.
همین گونه است در مورد نکوهش بدکاران یا مجازات آن ها، که هم سبب خوددارى آن ها از تکرار آن اعمال در آینده مى شود و هم دیگران عبرت مى گیرند. ولى این کار ـ همانند هر کار دیگر ـ اگر از حد اعتدال بیرون رود آثار سوئى خواهد داشت. مدح و ثناى زیاد، اسباب غرور و غفلت و عُجب و خودبرتربینى و عوارض فاسد این صفات رذیله مى گردد.
امیر مؤمنان على(علیه السلام) در همان عهدنامه مالک اشتر، قبل از ذکر جمله هایى که پیش تر آمد به مالک خطاب کرده، مى فرماید: «ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلاَّ یُطْرُوکَ وَلاَ یَبْجَحُوکَ بِبَاطِل لَمْ تَفْعَلْهُ فَإِنَّ کَثْرَهَ الاِْطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَتُدْنِى مِنَ الْعِزَّهِ; آنان را طورى تربیت کن که ستایش بیهوده از تو نکنند و تو را براى اعمالى که انجام نداده اى، تمجید ننمایند! زیرا کثرت مدح و ثنا، خودپسندى و عُجب به بار مى آورد و انسان را به تکبّر و غرور نزدیک مى سازد».
در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که فرمود: «لَو مَشى رَجُلٌ إلى رَجُل بِسَیف مُرْهَف کانَ خَیْراً لَهُ مِن أن یُثْنِى علیهِ فى وَجهِه; هرگاه کسى به دیگرى با شمشیر تیز حمله کند بهتر از آن است که او را در پیش رو مدح و ثنا گوید».[۲]
روایات در این زمینه بسیار است و حتى دستور داده شده که هرگاه انسان با چنین صحنه اى مواجه شد به خدا پناه برد. امیر مؤمنان(علیه السلام) درباره صفات پرهیزکاران در خطبه همام مى فرماید: «إِذَا زُکِّیَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا یُقَالُ لَهُ فَیَقُولُ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْ غَیْرِى وَرَبِّى أَعْلَمُ بِى مِنِّى بِنَفْسِى اللَّهُمَّ لاَتُؤَاخِذْنِى بِما یَقُولُونَ، وَاجْعَلْنِى أَفْضَلَ مِمَّا یَظُنُّونَ، وَاغْفِرْ لى مَا لاَیَعْلَمُونَ!; هرگاه یکى از آن ها را مدح و ستایش کنند از آنچه درباره او گفته شده به هراس مى افتد و مى گوید: من از دیگران به خود آگاه ترم و پروردگارم به اعمال من از من آگاه تر است. بارالها! مرا به سبب نیکى هایى که به من نسبت مى دهند مؤاخذه مفرما! و مرا برتر از آنچه آن ها گمان مى کنند قرار ده و گناهانى را که من دارم و نمى دانند ببخش».[۳]
*****
پی نوشت:
[۱]. توبه، آیه ۱۰۰ .
[۲]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱۸، ص ۲۵۶ .
[۳]. سند گفتار حکیمانه: در کتاب مصادر آمده است که مثل همین مضمون در حکمت ۲۶۰ آمده و سپس مى افزاید: قبل از سید رضى، ابن شعبه حرانى آن را در تحف العقول نقل کرده و میدانى نیز آن را در مجمع الامثال آورده است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۳۱۵)

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir