محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۴۵۰ نهج البلاغه: تأثیر شوخی بیجا بر عقل انسان

تاریخ: 13 اردیبهشت 1399
بازدید: 10

تأثیر شوخی بیجا بر عقل انسان

 

شوخى نامناسب:

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به کسانى که مزاح نامناسب مى کنند یا در مزاح افراط مى ورزند، هشدار مى دهد که مزاح مایه فروریختن قسمتى از عقل انسان است، مى فرماید: «هیچ کس شوخى (نامناسبى) نکرد مگر این که مقدارى از عقل خود را فرو ریخت»; (مَا مَزَحَ امْرُؤٌ مَزْحَهً إِلاَّ مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّهً).

حقیقت مزاح آن است که انسان سخنى غیر واقعى بگوید ـ البته با قرائن حالى یا مقالى ـ که مایه انبساط خاطر و تفریح شود ولى این کار با این که در بسیارى از موارد پسندیده است و در اخبار به آن توصیه شده گاه مشکلات عظیمى به بار مى آورد که بعداً به آن اشاره خواهیم کرد. «مَزَحَ» از ماده «مزاح» (بر وزن کتاب) و معادل آن در فارسى، شوخى کردن است و شامل سخنان غیر جدّى است که براى انبساط خاطر گفته مى شود و در مدح آن همین بس که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در روایتى فرمود: «إنّى أمزَحُ ولا أقولُ إلاّ حقّاً; من مزاح مى کنم ولى جز حق نمى گویم».[۱]
«مجَّ» از ماده «مجّ» (بر وزن حج) در اصل به معناى بیرون ریختن مایعى از دهان است. سپس به هرگونه ریزشى اطلاق شده است. و «مجَّه» به معناى یک بار فرو ریختن است. همچنین «مزحه» به معناى یک بار مزاح کردن مى باشد.

و در روایات متعددى نمونه هایى از شوخى هاى پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده که معروف است ازجمله روزى پیرزنى خدمت آن حضرت رسید، ایشان رو به او کرد و فرمود: پیرزن هرگز وارد بهشت نمى شود.

پیرزن گریه کرد، پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: (غصه مخور) آن روز تو پیرزن نیستى (بلکه جوان هستى)، خداوند مى فرماید: «(إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاءً * فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَاراً); ما آن زنان بهشتى را به وجود آوردیم و همه را باکره قرار دادیم».[۲]

در حدیث دیگرى آمده است که فردى اعرابى گاه خدمت پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى آمد و هدیه اى مى آورد سپس عرض مى کرد: پول هدیه را لطف بفرمایید رسول خدا(صلى الله علیه وآله) (به سبب این شوخى) مى خندید و گاه هنگامى که آن حضرت غمگین مى شد مى فرمود: اعرابى کجاست؟ اى کاش باز هم مى آمد.

واژه «مداعبه» و «دعابه» در لغت عرب به معنى مزاح است و در روایات از آن مدح شده است.

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «إنَّ المُداعَبهَ مِن حُسنِ الخُلُقِ وإنّک لَتُدخِلُ به السّرورَ على أخیک ولَقَد کان رسولُ اللَّهِ(صلى الله علیه وآله) یُداعِبُ الرَّجُلَ یُریدُ أن یَسُرَّهُ; مزاح کردن از حُسن خلق است و تو به وسیله آن، سرور در دل برادر مؤمنت وارد مى کنى و پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) گاهى با افراد شوخى مى کرد تا آن ها را شاد کند».[۳]

مخصوصاً در سفرها که مشکلات بیشتر است و گاه پیشامدهاى نگران کننده اى رخ مى دهد دستور به مزاح داده شده است.
در بحارالانوار، جلد ۷۳ بابى تحت عنوان «حسن الخلق و حُسن الصحابه و سائر آداب السفر» ذکر گردیده و در آن روایات متعددى درمورد حُسن مزاح در سفر آورده شده ازجمله حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که مى فرماید: «وَ أَمَّا الَّتِى فِى السَّفَرِ فَبَذْلُ الزَّادِ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ الْمِزَاحُ فِى غَیرِ الْمَعَاصِى; اما آنچه در سفر نشانه شخصیت و جوانمردى است بخشیدن زاد و توشه به دیگران و حسن خلق و مزاح بدون آلودگى به معصیت است».[۴]
*****
نکته:
خطرات مزاح و شوخى:
با این که مزاح ـ همان گونه که گفته شد ـ باعث آرامش روح و رفع هموم و غموم و است و به خصوص در مشکلاتى همچون مشکلات سفر، کار را بر انسان آسان مى کند ولى در عین حال اگر خارج از حساب و کتاب باشد ممکن است عظیم ترین مشکلات را به بار آورد.
بسیارى از مزاح ها ممکن است موجب دشمنى و عداوت گردد و کینه ها را در سینه ها انباشته کند چراکه شخص مزاح کننده نمى تواند کار خود را سالم انجام دهد، در لباس مزاح بر زخم مخالفان خود نمک مى پاشد و دشنه در پهلوى آن ها فرو مى کند.
گاهى مزاح جنبه انتقام جویى و ایذاء و آزار دیگران را ندارد اما مسائل مبتذل و رکیکى در آن مطرح مى شود همان گونه که بسیارى از مزاح هاى عوام به این صورت است. این گونه مزاح ها شخصیت انسان را پایین مى آورد و همان گونه که امام(علیه السلام) در کلام حکیمانه فوق فرمود: هر مزاحى که این گونه باشد مقدارى از عقل و درایت انسان را فرو مى ریزد.
گاهى مزاح، توأم با غیبت و تهمت است که آن نیز از گناهان کبیره مى باشد.
گاه بعضى از مزاح ها موجب وحشت و شوک هاى سخت روحى مى شود و افرادى در این گونه مزاح ها جان خود را از دست مى دهند مثل این که تلفن را بردارد و از روى مزاح به دوست خود بگوید: مغازه ات آتش گرفت یا اتومبیل تو را دزدیدند و یا فرزندت تصادف نمود و این گونه خبرهاى دروغ و وحشتناک که در میان بعضى از افراد بى بندوبار معمول است.
گاه بعضى از مزاح ها که از فردى باشخصیت درباره افراد عادى صادر مى شود زبان آن ها را مى گشاید و او را هتک احترام و به او توهین مى کنند. آن گونه که در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «لاَ تُمَارِ فَیذْهَبَ بَهَاؤُکَ وَ لاَ تُمَازِحْ فَیجْتَرَأَ عَلَیکَ; مِراء و جدال با افراد مکن که ابهت تو را از بین مى برد و مزاح (با افراد ناآگاه) مکن که آن ها را دربرابر تو جسور مى سازد».[۵]
همین مضمون در تحف العقول از امام حسن عسکرى(علیه السلام) نقل شده است[۶]. [۷]
*****
پی نوشت:
[۱]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۶، ص ۳۳۰.
[۲]. واقعه، آیات ۳۵ و ۳۶; میزان الحکمه، ح ۱۸۸۵۸.
[۳]. کافى، ج ۲، ص ۶۳۳، ح ۳.
[۴]. بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۲۶۶، ح ۲.
[۵]. کافى، ج ۲، ص ۶۶۵، ح ۱۷.
[۶]. تحف العقول، ص ۴۸۶; بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۷۰، ح ۱. درباره مزاح و موارد خوب و بد آن در جلد سوم، ذیل خطبه ۸۴ نیز بحث دیگرى داشتیم.
[۷]. سند گفتار حکیمانه: مرحوم آمدى در غررالحکم نیز عین این عبارت را از على(علیه السلام) آورده سپس اضافاتى براى آن ذکر کرده است (ولى این اضافات در غرر چاپ فعلى، ذیل این گفتار حکمت آمیز نیامده، بلکه در جاى دیگرى از غرر ذکر شده است). ابن قتیبه دینورى نیز همین مضمون را با عبارت دیگرى آورده است: «اذا ضَحِکَ العالِمُ ضِحکهً مُجّ من عَقلِه مَجّهً». (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۳۰۸). اضافه مى کنیم که ابشیهى، دانشمند معروف شافعى مذهب که از علماى قرن نهم هجرى است همین مضمون را با تفاوتى در کتاب المستطرف آورده که نشان مى دهد از جاى دیگرى گرفته است. (المستطرف، ص ۴۶۹)

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir