حکمت ۴۲۸ نهج البلاغه: روز عید واقعی

روز عید واقعی
عید واقعى:
امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه که در یکى از اعیاد (عید فطر) فرموده، اشاره به نکته مهمى درباره عید کرده، نخست مى فرماید: «امروز تنها براى کسانى روز عید است که روزه آن ها مقبول درگاه پروردگار و عبادت هاى شبانه آنان مورد پذیرش او قرار گرفته باشد»; (فِی بَعْضِ الاَْعْیَادِ: إِنَّمَا هُوَ عِیدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللّهُ صِیَامَهُ وَشَکَرَ قِیَامَهُ).
سپس نتیجه گسترده و مهمى از آن گرفته، مى افزاید: «(بنابراین) هر روزى که در آن عصیان خداوند نشود آن روز، عید است»; (وَکُلُّ یَوْم لاَ یُعْصَى اللّهُ فِیهِ فَهُوَ عِیدٌ).
حقیقت این است که همه مردم جهان براى خود روزهاى شادى خاصى دارند که آن را عید مى نامند. این روزها یا مانند عید نوروز است که تحول جالبى در جهان طبیعت رخ مى دهد; گیاهان مى خندند، درختان شکوفه مى کنند و حیات و زندگى در طبیعت تجدید مى شود. یا این که در آن روز، فتح مهمى در تاریخ مردم یک منطقه واقع شده و یا تحول اجتماعى و علمى صورت گرفته که یاد و خاطره آن را زنده مى دارند و عید مى شمرند.
جالب این که در اسلام، اعیاد به دنبال اطاعت اوامر مهم الهى قرار دارد. در عید فطر، ملت مسلمان بعد از یک ماه روزه داشتن به فرمان خدا و عبادات روزانه و شبانه و بر شیطان پیروز شدن، این پیروزى را جشن مى گیرند; جشن اطاعت فرمان حق. در عید قربان که دومین عید اسلامى است بعد از انجام فریضه حج توسط زوار خانه خدا و به پایان رساندن قسمت عمده این فریضه، حاجیانى که در مِنا هستند عید مى گیرند و سایر مسلمانان نیز با آن ها هم صدا مى شوند و آن را روز عید اعلام مى کنند که آن هم عید اطاعت است.
از این جا روشن مى شود، این که امام(علیه السلام) مى فرماید: روز عید فطر عید براى کسانى است که روزه و طاعات آن ها قبول شده، یک واقعیت است. کسانى که خداى نکرده اصلاً روزه نگرفته اند و یا روزه هاى آن ها آلوده به گناهان و نافرمانى ها بوده و به همین دلیل مقبول درگاه حق واقع نشده نمى توانند شاد و خوشحال باشند; شادى از آن کسانى است که طاعاتشان مقبول درگاه حق شده است. بر اساس این منطق هر روزى که انسان در آن گناه نکند و از صبحگاهان تا آخر شب از معصیت پروردگار بپرهیزد آن روز، روز عید او محسوب مى شود و به این بیان، ما مى توانیم تمام ایام سال را ایام عید خود قرار دهیم.
البته در اسلام اعیاد دیگرى وجود دارد که مربوط به حوادث بسیار مهم است ازجمله عید غدیر که همان عید ولایت و منصوب شدن امیرمؤمنان(علیه السلام) به خلافت و جانشینى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) است و عیدالله الاکبر نامیده شده است. میلادهاى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) نیز هرکدام عید محسوب مى شود چون یادآور واقعه مهمى است و آن بهره مند شدن از یک پیشواى بزرگ الهى است. شاعر عرب مى گوید:
قالوا أتى العِیدُ و الأیّامُ مُشرِقَهٌ *** وأنتَ تَبکى وکُلُّ النّاسِ مَسرورُ
فَقلتُ إنّ وَصْلَ الأحبابِ کانَ لنا *** عِیداً وإلاّ فهذا الیومُ عاشورُ
گفتند: روز عید آمده و ایام نورانى و توأم با شادمانى است پس چرا تو گریه مى کنى در حالى که همه مردم مسرورند؟ گفتم: اگر وصال محبوب رخ دهد عید ما خواهد بود و الا روزعاشوراى ماست.[۱]
در قرآن مجید نیز اشاره به یکى از اعیاد مسیحیان شده و آن روزى است که براى حواریین مائده آسمانى فرارسید. آن ها قبلا به حضرت مسیح(علیه السلام) چنین گفته بودند که آیا پروردگار تو مى تواند مائده اى از آسمان براى ما فرو فرستد که از آن بخوریم و اطمینان کامل به نبوت تو پیدا کنیم؟
در این جا حضرت مسیح(علیه السلام) به پیشگاه خداوند چنین عرضه داشت: خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده اى بر ما بفرست تا براى اول و آخر ما، عیدى باشد و نشانه اى از تو; و به ما روزى ده! تو بهترین روزى دهندگانى; (اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَیْنَا مَائِدَهً مِنَ السَّمَاءِ تَکُونُ لَنَا عِیداً لاَِوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَهً مِنْکَ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَیرُ الرَّازِقِینَ)[۲] یکى از علماى اهل سنت به نام ابوالفتح دیرینى در کتاب طهاره القلوب چنین نقل مى کند که مردى در یکى از روزهاى عید خدمت على(علیه السلام) رسید. مشاهده کرد آن حضرت نان خشکى مى خورد عرض کرد: اى امیرمؤمنان! روز عید، شما نان خشک و خشن مى خورید؟
امام(علیه السلام) فرمود: «الیَومَ عِیدُ مَن قُبِل صَومُه و شُکِرَ سَعیُه و غُفِر ذَنبُه ثم قال: الیَومَ لَنا عِیدٌ و کُلُّ یوم لا نَعصِى اللهَ تَعالى فیهِ فَهُوَ عِیدٌ; امروز عید است براى کسانى که روزه آن ها قبول شده و به سعى آن هاپاداش داده شده و گناهانشان بخشوده شده است».
سپس فرمود: «امروز براى ما عید است و هر روزى که در آن معصیت خداوند را نکنیم آن روز هم براى ما عید است».[۳]
و در کتاب من لا یحضره الفقیه چنین آمده که در یک روز عید فطر امام حسن(علیه السلام) گروهى را دید که بازى مى کنند و (بیهوده) مى خندند امام(علیه السلام) به یارانش فرمود: خداوند ماه رمضان را وسیله آزمایش خلق خود قرار داده که از طریق اطاعتش براى رسیدن به بهشت و رضایت او از یکدیگر پیشى گیرند. جمعى به سرعت در آن شتافتند و به مقصد رسیدند و گروهى تخلف کردند و گرفتار خسران شدند.
بسیار مایه تعجب است از کسى که در این روز بیهوده مى خندد و به بازى مشغول است; روزى که نیکوکاران پاداش داده مى شوند و مقصران ناامید مى گردند. به خدا سوگند اگر پرده ها کنار رود نیکوکاران به اعمال نیکشان سرگرم خواهند بود و بدکاران به بدى هایشان[۴]. [۵]
*****
پی نوشت:
[۱]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۲۰، ص ۷۳.
[۲]. مائده، آیه ۱۱۴
[۳]. شرح احقاق الحق، ج ۱۷، ص ۵۹۴.
[۴]. من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۱۱، ح ۱۴۷۹.
[۵]. سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب در ذیل این کلام نورانى هیچ مدرک دیگرى اضافه نمى کند و وعده مى دهد که در پایان کتاب پس از بررسى، مدارک آن را بیاورد و همان گونه که قبلا نیز اشاره کردیم متأسفانه توفیق این کار براى او حاصل نشد. اضافه مى کنیم: در شرح احقاق الحق همین مضمون با تفاوت هایى از جمعى از دانشمندان اهل سنت از امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل شده است ازجمله شیخ ابو الفتح دیرینى در طهاره القلوب.

دیدگاهها