حکمت ۴۲۴ نهج البلاغه: نقش عقل و حِلم در اصلاح انسان

نقش عقل و حِلم در اصلاح انسان
نقش حِلم و عقل:
امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به دو نعمت خدادادى اشاره مى فرماید که اگر انسان آن دو را در اختیار داشته باشد مى تواند خود را از خطرات مادى و معنوى حفظ کند. مى فرماید: «حلم پرده اى است پوشنده و عقل شمشیرى است برنده»; (الْحِلْمُ غِطَاءٌ سَاتِرٌ، وَالْعَقْلُ حُسَامٌ قَاطِعٌ). سپس کاربرد این دو را در یک کلام کوتاه و پرمعنا بیان مى کند، مى فرماید: «بنابراین، عیوب اخلاقى خود را با حلمت بپوشان و با هوى و هوس هاى سرکشت با شمشیر عقل مبارزه کن»; (فَاسْتُرْ خَلَلَ خُلُقِکَ بِحِلْمِکَ، وَقَاتِلْ هَوَاکَ بِعَقْلِکَ).
انسان براى حفظ خود دربرابر خطرات مادى و معنوى احتیاج به دو چیز دارد: یکى وسیله اى که خود را دربرابر خطرات بپوشاند مانند زره و دژهایى که در سابق وجود داشت و وسایل نقلیه محکمى که امروز در جنگ ها در آن خود را حفظ مى کنند و دیگرى سلاحى که به وسیله آن با دشمن مبارزه کند و او را از خود دور سازد. امام(علیه السلام) این دو وسیله حیاتى را به حلم و عقل تفسیر کرده است.
حلم چگونه عیوب انسان را مى پوشاند؟ روشن است که وقتى انسان عصبانى شد هم سخنان زشتى ممکن است بر زبان او بیاید و هم حرکات نادرستى انجام دهد و خوى حیوانى خود را ظاهر و آشکار سازد و اضافه بر این بر آتش خشم سفیه و نادانى که در برابر او به درشت گویى وپرخاشگرى برخاسته افزوده مى شود و ناسزاهاى دیگرى مى گوید و اى بسا عیوب پنهانى انسان را نیز آشکار سازد. بنابراین حلم تمام این ها را مى پوشاند و از ضایعات حاصل از آن جلوگیرى مى کند.
قرآن مجید درباره پرهیزکاران راستین صفاتى را در سوره آل عمران برشمرده که از جمله آن ها این است: «(وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ); آنهایى که بر خشم خود مسلط مى شوند و غضب خود را فرو مى نشانند و مردم (نادان و خطاکار) را مى بخشند».[۱]
در حدیثى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) آمده است: «لاَ یکُونُ الرَّجُلُ عَابِداً حَتَّى یکُونَ حَلِیما; انسان بنده واقعى خدا نخواهد بود مگر آن زمانى که صاحب حلم و بردبارى شود».[۲]
در حکمت ۲۱۱ نیز خواندیم که امام(علیه السلام) مى فرماید: «وَالْحِلْمُ فِدَامُ السَّفِیه; حلم و بردبارى، دهان بند سفیهان است».
در حدیث پرمعناى دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «إِذَا وَقَعَ بَینَ رَجُلَینِ مُنَازَعَهٌ نَزَلَ مَلَکَانِ فَیقُولاَنِ لِلسَّفِیهِ مِنْهُمَا قُلْتَ وَ قُلْتَ وَ أَنْتَ أَهْلٌ لِمَا قُلْتَ سَتُجْزَى بِمَا قُلْتَ وَ یقُولاَنِ لِلْحَلِیمِ مِنْهُمَا صَبَرْتَ وَ حَلُمْتَ سَیغْفِرُ اللَّهُ لَکَ إِنْ أَتْمَمْتَ ذَلِکَ قَالَ فَإِنْ رَدَّ الْحَلِیمُ عَلَیهِ ارْتَفَعَ الْمَلَکَانِ; هنگامى که میان دو نفر نزاعى رخ دهد دو فرشته الهى در آن جا نازل مى شوند. به سفیه مى گویند: آنچه مى خواستى گفتى و همه آن سزاوار خود توست و به زودى کیفر سخنانت را خواهى دید و به حلیم مى گویند: صبر کردى و بردبارى نشان دادى خداوند به زودى تو را مى آمرزد اگر به همین حال نزاع را به پایان رسانى. اما اگر شخص حلیم مقابله کرد هر دو ملک آن جا را ترک مى گویند. (نه وعده غفرانى به حلیم مى دهند و نه سفیه را تهدید مى کنند)».[۳]
البته حلم و بردبارى در مقابل افراد سفیه و نادان فایده بسیار مهم دیگرى نیز دارد که در چند مورد از کلمات امام(علیه السلام) به آن اشاره شد و آن این که وقتى انسان باشخصیتى در مقابل سفیه سکوت آمیخته با حلم مى کند مردم به یارى او برمى خیزند حتى در تعبیرى امام(علیه السلام) مى فرماید: حلم به منزله عشیره و قبیله اى است که انسان را در مقابل نادان حمایت مى کند.[۴]
و براى دفع خطرات هواى نفس دستور مى دهد که با شمشیر عقل با آن مبارزه کن. به یقین خطرناک ترین دشمن انسان ـ همان گونه که در روایت نبوى(صلى الله علیه وآله) وارد شده است ـ هواى نفس اوست: (أَعْدَى عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِى بَینَ جَنْبَیکَ).[۵]
و تنها چیزى که مى تواند در مقابل این دشمن بسیار خطرناک بایستد همان عقل است; عقلى که زیان هاى هوى پرستى را براى انسان تشریح مى کند و عاقبت کار هوس بازان را به او نشان مى دهد. هرقدر این عقل قوى تر باشد بازدارندگى آن بیشتر است و اگر ضعیف و ناتوان گردد هواى نفس بر آن غلبه مى کند و او را به گوشه اى مى راند و محصور مى سازد و خودش یکه تاز میدان وجود انسان مى شود.
در حدیثى از امام امیرمؤمنان(علیه السلام) مى خوانیم: «مَن أحَبَّ نَیْلَ الدَّرَجاتِ العُلى فَلْیَغْلِبِ الْهَوى; کسى که دوست دارد به درجات بالاى فضیلت انسانى برسد باید بر هواى نفس خود غالب گردد».[۶]
در حدیث دیگرى امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: «وَ تَوَقَّ مُجَازَفَهَ الْهَوَى بِدَلاَلَهِ الْعَقْل وَ قِفْ عِنْدَ غَلَبَهِ الْهَوَى بِاسْتِرْشَاءِ الْعِلْم; از بیهوده کارى هواى نفس با راهنمایى عقل پرهیز کن و اگر هواى نفس خواست بر تو غالب شود با راهنمایى علم و اندیشه در برابر آن بایست»[۷]. [۸]
*****
پی نوشت:
[۱]. آل عمران، آیه ۱۳۴.
[۲]. کافى، ج ۲، ص ۱۱۱، ح ۱.
[۳]. کافى، ج ۲، ص ۱۱۲، ح ۹.
[۴]. نهج البلاغه، حکمت ۴۱۸.
[۵]. بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۶۴، ح ۱.
[۶]. غررالحکم، ح ۴۸۹۳.
[۷]. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۶۳، ح ۱.
[۸]. سند گفتار حکیمانه: از کسانى که قبل از مرحوم سید رضى این گفتار حکیمانه را نقل کرده اند مرحوم کلینى در اصول کافى است که با تفاوت و اضافه اى آن را نقل کرده است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۳۰۰). اضافه مى کنیم: مرحوم آمدى بخشى از آن را در غرر آورده (غررالحکم، ح ۳۰۰) و زمخشرى در ربیع الابرار آن را به طور کامل نقل کرده است (ربیع الابرار، ج ۳، ص ۴۴۶) و نویرى (متوفاى ۷۳۳) همین کلام نورانى را با اضافاتى در نهایه الارب آورده است. (نهایه الارب، ج ۶، ص ۹۶)

دیدگاهها