محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۴۱۹ نهج البلاغه: ضعف و ناتوانی انسان

تاریخ: 14 اردیبهشت 1399
بازدید: 27

ضعف و ناتوانی انسان

نقاط ضعف عجیب این انسان مغرور!

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه پرده از روى ضعف انسان برداشته و غرور و غفلت او را درهم مى شکند و نشان مى دهد که در برابر تمام نقطه هاى قوت و توانایى هایى که انسان دارد نقاط ضعف عجیبى را نیز داراست و در مجموع به شش نقطه از این نقاط ضعف اشاره مى فرماید، سه قسمت از درون انسان سرچشمه مى گیرد و سه قسمت از برون. امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه پرده از روى ضعف انسان برداشته و غرور و غفلت او را درهم مى شکند و نشان مى دهد که در برابر تمام نقطه هاى قوت و توانایى هایى که انسان دارد نقاط ضعف عجیبى را نیز داراست و در مجموع به شش نقطه از این نقاط ضعف اشاره مى فرماید، سه قسمت از درون انسان سرچشمه مى گیرد و سه قسمت از برون.
اما درباره سه قسمت اول مى فرماید: «بیچاره فرزند آدم، سرآمد زندگى اش نامعلوم، عوامل بیمارى اش ناپیدا و اعمالش در جایى محفوظ است»; (مِسْکِینٌ ابْنُ آدَمَ[۱]: مَکْتُومُ الاَْجَلِ مَکْنُونُ الْعِلَلِ، مَحْفُوظُ الْعَمَلِ).

آرى از یک سو نمى داند پایان عمر او در چه زمان و تاریخى است; شب مى خوابد از صبح خبر ندارد، صبح مى شود از عصر خبر ندارد. خواه پیر باشد یا جوان یا کودک در هر لحظه احتمال فرا رسیدن مرگ وجود دارد.

و از سویى دیگر عوامل بیمارى در درون بدن او به صورت ناپیدا وجود دارد. به خصوص با کشفیات امروز که مى گویند: در هر ساعت از طریق آبوهوا و غذا و پوست بدن میکروب هایى وارد جسم انسان شده و در خون انسان شناور مى شوند. هر زمان که بخشى از آن ها غلبه کنند انسان به یکى از بیمارى ها مبتلا مى شود.

دستگاه هاى بدن انسان اعم از دستگاه تنفس و قلب و کلیه و عروق و مغز، همه آسیب پذیرند و در معرض انواع آفات و بیمارى ها قرار دارند. با این حال چگونه انسان مى تواند به فرداى خود مطمئن باشد که سالم است و توانا؟
از سوى سوم، هر عملى که به جا مى آورد در نامه اعمال او ثبت مى شود و فرشتگان الهى مأمور حفظ اعمال او هستند. اضافه بر این، زمین و زمان و اعضاى بدن او نیز همگى مأموریت ضبط اعمال او را دارند.

آیا چنین انسانى شایسته عنوان مسکین نیست که امام(علیه السلام) فرموده است؟
آنگاه اشاره به عوامل بیرونى کرده و به چند نمونه ظاهراً کوچک آن که مى تواند زندگى انسان را برهم زند اشاره مى کند، مى فرماید: «پشه اى او را آزار مى دهد و گلوگیر شدن (آب یا غذا) موجب مرگ اوست و عرق، او را متعفن و بدبو مى سازد»; (تُؤْلِمُهُ الْبَقَّهُ، وَ تَقْتُلُهُ الشَّرْقَهُ، وَ تُنْتِنُهُ الْعَرْقَهُ).

«شرقه» اسم «مره» از ماده «شَرَق» (بر وزن طرب) به معناى گلوگیر شدن است.

آرى پشه اى که گاه به آسانى به چشم نمى آید و در گوشه و کنار در کمین انسان است که بر بدن او بنشیند و با نیش خود بخشى از خون او را بمکد و خواب و استراحت را از او بگیرد. اضافه بر پشه هاى خطرناکى که گاه مایه مرگ انسان اند یا بیمارى هایى را به او تحمیل مى کنند.

از سویى دیگر مجراى تنفس و تغذیه انسان دقیقاً در کنار یکدیگر قرار دارند. به هنگامى که انسان مى خواهد غذایى ببلعد دریچه تنفس بسته مى شود و به هنگامى که بلعیدن تمام شد باز مى شود. حال اگر آن دریچه کوچکى که این وظیفه را برعهده دارد دیر بجنبد و مقدارى آب یا غذا وارد ریه شود اگر بسیار کم باشد با سرفه هاى شدید به خارج پرتاب مى شود و اگر زیاد باشد حالت خفگى به انسان دست مى دهد و پایان عمر او فرامى رسد. همچنین اگر لقمه یا جرعه آب در آن فضا بایستد و حرکت نکند راه نفس کشیدن را بر انسان مى بندد و اگر در مدت کوتاهى مشکل برطرف نشود مرگ به سراغ او مى آید.

انسانى که اینقدر مرز زندگى و مرگش به هم نزدیک است چگونه ممکن است مغرور شود و از باده قدرت سرمست گردد و دست به هر کارى بزند؟

همچنین هر انسانى به هنگامى که فعالیت جسمانى شدیدى داشته باشد و یا در گرماى هوا گرفتار شود عرق از روزنه هاى پوست او جارى مى گردد و بدن او را بدبو مى سازد یعنى عوامل تعفن به وسیله خود او بر بدنش آشکار مى شود.
از مجموع این نقاط ضعف شش گانه به خوبى روشن مى شود که چرا انسان مسکین و بیچاره است.

امام(علیه السلام) با این گفتار حکیمانه اش نمى خواهد مقام انسان را کاهش دهد و یا از عظمت او بکاهد; انسانى که خلیفه الله و گل سرسبد آفرینش و مسجود فرشتگان الهى است. بلکه مى خواهد غرور و غفلت او را درهم بشکند; همان غرور و غفلتى که او را آلوده انواع گناهان و ظلم و ستم ها و مفاسد بى شمار مى سازد.

جالب این است که ابن معروف (قاضى القضاه ابومحمّد عبیدالله بن احمد بن معروف، متولد ۳۰۶) اشعارى دارد که ظاهراً از کلام امام(علیه السلام) در آن الهام گرفته است. او مى گوید:

یا بُؤسَ للإنسانِ فى *** الدُّنیا و إنْ نالَ الأمَل
یَعیشُ مَکشوفَ العِلَل *** فیها و مَکتومَ الأجَل
بَیْنا یُرى فى صِحّه *** مُغْتَبِطاً قِیلَ اعتَلَل
و بَینَما یُوجَدُ فیها *** ثاوِیاً قِیلَ انْتَقَل
فَأوْفَرُ الحَظِّ لِمَن *** یَتْبَعُه حُسنُ العَمَل

بدا به حال انسان در دنیا هر چند به آرزوهاى (دراز) خود برسد.
زندگى مى کند در حالى که عوامل بیمارى در او مکتوم و پایان عمرش نیز ناپیداست.
در حالى که کاملاً در سلامت است به طورى که مردم به حال او غبطه مى خورند ناگهان گفته مى شود که بیمار شد.
و در حالى که مشغول حرکت به این طرف و آن طرف است ناگهان مى گویند که از این جهان چشم فرو بست.
بنابراین بهره کامل از آن کسانى است که اعمال نیک درپى داشته باشند.[۲]

*****
نکته ها:
1. نیرومند ضعیف!
انسان موجودى است از یک نظر بسیار قوى و نیرومند که عرصه زمین و پهناى آسمان و اعماق دریاها را جولانگاه خود قرار داده و تمام موجودات زمینى را مسخّر خود ساخته و از تمام مواهب این جهان به نفع خود استفاده مى کند. ولى با تمام قدرتى که دارد موجودى بسیار ضعیف و آسیب پذیر است. یک پشه کوچک که گاه با چشم هم دیده نمى شود او را آزار مى دهد یا بیمار مى کند و گاهى سبب مرگ او مى شود و از آن کوچک تر میکروب ها و ویروس هاى بیمارى زا هستند که ابداً با چشم دیده نمى شوند ولى این موجودات نامرئى و ظاهراً بسیار ضعیف و ناتوان انسان هاى قوى و قهرمان را مى توانند از پاى درآورند.
این ترکیب عجیب انسان از قوت و ضعف ظاهراً براى این است که از طرفى بتواند مدارج ترقى و کمال را طى کند و از سویى دیگر گرفتار غرور و غفلت و خودبزرگ بینى نشود.
ازجمله مسائلى که انسان با آن دست به گریبان است زمان اجل اوست که کاملاً مخفى و پنهان است. این نیز هشدارى براى انسان هاست که آنى غافل نشوند و به گمان زندگى طولانى دست به هر کارى نزنند و فکر نکنند که زمان توبه از گناه و جبران خطاها وسیع است چراکه هر لحظه ممکن است مرگ او فرارسد. یک جرعه آب یا یک لقمه غذا مى تواند گلوى او را بفشارد و در عین سلامتى، راهى دیار آخرت کند.
این ها حقایقى است که امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به آن اشاره فرموده و ریشه آن در قرآن مجید است مى فرماید: «(یُرِیدُ اللهُ أَنْ یُخَفِّفَ عَنْکُمْ وَخُلِقَ الاِْنسَانُ ضَعِیفاً); خدا مى خواهد کار را بر شما سبک کند; و انسان، ضعیف آفریده شده است».[۳]
در جاى دیگر مى خوانیم: «(إِنَّ الاِْنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً); انسان، حریص آفریده شده * هنگامى که ناراحتى به او رسد بسیار جزع و فزع مى کند».[۴]
و در جاى دیگر مى فرماید: «(وَمَا تَدْرِى نَفْسٌ مَّاذَا تَکْسِبُ غَداً وَمَا تَدْرِى نَفْسٌ بِأَىِّ أَرْض تَمُوتُ إِنَّ اللهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ); و هیچ کس نمى داند در چه سرزمینى مى میرد؟ خداوند عالم و آگاه است!».[۵]
در روایات آمده است: هنگامى که خداوند پشه ها را بر نمرود و لشکرش مسلط ساخت تعداد فوق العاده زیادى اطراف لشکر او را احاطه کردند. نمرود از لشکرش جدا شد و در خانه اش وارد گشت و تمام درها را بست و پرده ها را فرو افکند و بر پشت خود خوابید، فکر مى کرد که چگونه از این لشکر عظیم پشه ها رهایى یابد ناگهان پشه اى وارد بینى او شد و به سوى مغز او بالا رفت. چهل روز او را آزار مى داد به گونه اى که براى پیدا کردن آرامش موقت، سر خود را بر زمین مى کوبید و در این حال بود تا به هلاکت رسید.[۶]
در حدیث دیگرى آمده است که امام صادق(علیه السلام) نزد منصور دوانیقى بود در این حال پشه اى منصور را آزار مى داد و هر زمان او را از خود دور مى ساخت دو مرتبه به سوى او بازمى گشت. او روى به امام صادق(علیه السلام) نمود و عرض کرد: خداوند چرا این پشه (مزاحم) را آفریده است. امام(علیه السلام) فرمود: «لِیُذِلَّ بِهِ الْجَبابِرَهَ مِثلَک; براى این که ستمگرانى مانند تو را خوار کند».[۷]
2. مواد تشکیل دهنده عرق بدبو:
دانشمندان تحقیقاتى درباره عرق کردن انسان و ماده تشکیل دهنده عرق و عوامل بدبویى آن کرده و به نتایج عجیب و شگفت انگیزى دست یافته اند. ازجمله: آن ها معتقدند که عرق بر دو گونه است: گونه اى از آن همان است که به هنگام فعالیت زیاد که بدن انسان گرم مى شود و یا گرمى هوا تأثیر مى گذارد بدن براى خنک شدن عرق مى کند. این نوع عرق بدبو نیست.
نوع دوم عرقى است که در زیر بغل، کشاله ران، پاها و گاه کف دست ها ظاهر مى شود. آن عرق بدبوست و تازه خود عرق نیز بدبو نمى باشد بلکه موجودات زنده ذره بینى که در این نقاط از بدن هستند از عرق استفاده مى کنند و مدفوعى از خود خارج مى سازند که بوى بد از آن است و به همین دلیل دستور داده شده که به خصوص این نقاط از بدن شسته شود تا محلى براى پرورش این موجودات زنده باقى نماند و در روایات اسلامى نیز آمده است که یکى از فایده هاى غسل جمعه آن است که بوى بد زیر بغل را برطرف مى کند.
البته وجود موهاى زائد و بلند در زیر بغل نیز محل مناسبى براى پرورش این موجودات ذره بینى مزاحم است و لذا در روایات اسلامى دستور به برطرف کردن آن ها داده شده است.[۸]
3. پشه، موجودى کوچک اما شگفت انگیز:
پشه ظاهراً موجود بسیار کوچک و بى ارزشى است ولى تحقیقات دانشمندان نشان مى دهد که آن ها نیز جهان بزرگى براى خود دارند. آنان مى گویند که بیش از ۲۸۰۰ گونه پشه در سراسر جهان وجود دارد و چون حشراتى خونسرد هستند در فصل زمستان به خواب زمستانى فرو مى روند ولى به هنگامى که فعال مى شوند به خون نیاز دارند اما نه براى تأمین انرژى بلکه پشه هاى ماده از آن براى تولید مثل و نمو تخم هاى خود استفاده مى کنند.
خرطوم و نیش پشه از دو کانال مجزا تشکیل یافته، یکى مجراى بزاق است و دیگرى براى مکیدن خون و عجیب این که پشه هنگام مکیدن خون، از طریق بزاق خود یک ماده ضد انعقاد خون ترشح مى کند تا هنگام مکیدن آن لخته نگردد و همین بزاق پشه است که موجب تحریک بدن مى گردد و در نتیجه خارش و تورم و قرمزى در محل پدید مى آید.
پشه ماده قادر است از فاصله سى مترى و گاه پنجاه مترى بوى بدن انسان را احساس کند و به سوى او براى گرفتن خون بیاید. افرادى که گروه خونى آن ها O مى باشد بیشتر گزیده مى شوند و آنهایى که گروه خونى شان A مى باشد کمتر.[۹]
*****
پی نوشت:
[۱]. در این جمله «ابْنُ آدَمَ» مبتداى مؤخر است و «مِسْکِینٌ» خبر مقدم و تنوین مِسْکِینٌ گاه براى تخویف حذف مى شود.
[۲]. تاریخ بغداد، ج ۱۰، ص ۳۶۷.
[۳]. نساء، آیه ۲۸.
[۴]. معارج، آیات ۱۹ و ۲۰.
[۵]. لقمان، آیه ۳۴.
[۶]. شرح نهج البلاغه علامه شوشترى، ج ۱۱، ص ۳۳۹.
[۷]. همان.
[۸]. رجوع شود به وسائل الشیعه، باب ۶ از ابواب اغسال مسنونه، ح ۱۵.
[۹]. سند گفتار حکیمانه: در مصادر آمده است که قبل از مرحوم سید رضى، جاحظ در المائه المختاره این کلام حکمت آمیز را آورده و بعد از سید رضى آمدى در غررالحکم آن را با تفاوت مختصرى ذکر کرده و همچنین ابن القاسم در ریاض الاخبار با بعضى اضافات آن را آورده است. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۹۶). اضافه مى کنیم که طبق نقل دمیرى در کتاب حیاه الحیوان اصبغ بن نباته از امیرمؤمنان على(علیه السلام) روایت را به این صورت نقل کرده است: ابن آدم و ما ابن آدم تؤلمه البقه و تنتنه العرقه و تقتله الشرقه. (ر.ک: شرح علامه تسترى، ج ۱۱، ص ۳۳۷). نیز زمخشرى در ربیع الابرار آن را با اضافه جمله «وتمیته الغرقه» آورده است. (ربیع الابرار، ج ۲، ص ۳۴۲)

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir