محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۴۱۸ نهج البلاغه: ثمرۀ حلم و بردباری

تاریخ: 14 اردیبهشت 1399
بازدید: 10

ثمرۀ حلم و بردباری

 

بهترین یاور در برابر سفیهان:

امام(علیه السلام) در این گفتار بسیار کوتاه و حکیمانه به حقیقت مهمى اشاره کرده، مى فرماید: «حلم همچون یک قوم و قبیله است (در یارى کردن انسان در مقابل سفیهان)»; (الْحِلْمُ عَشِیرَهٌ).

حقیقت حلم همان بردبارى در برابر اهانت ها و سخنان درشت و سخیف و بى ادبانه افراد نادان است و همیشه در جوامع انسانى چنین افرادى بوده و هستند که گاهى از سر حسادت و یا نادانى، افراد باشخصیت را مورد اهانت قرار داده و مى دهند. یکى از دستورات اسلام که هم در آیات قرآن به اشاره شده و هم در روایات، سکوت و تحمل در برابر این افراد است.

قرآن مجید مى گوید: «(وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الاَْرْضِ هَوْناً وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلاَماً); بندگان (خاص خداوند) رحمان، کسانى هستند که با آرامش و بى تکبّر بر زمین راه مى روند; و هنگامى که جاهلان آن ها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آن ها سلام مى گویند (و با بى اعتنایى و بزرگوارى مى گذرند)».[۱]

و در جاى دیگر مى فرماید: «(وَالَّذِینَ لاَ یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَاماً); و کسانى که شهادت به باطل نمى دهند (و در مجالس باطل شرکت نمى کنند); وهنگامى که با لغو وبیهودگى برخورد کنند، بزرگوارانه از آن مى گذرند».[۲]

امام(علیه السلام) در این کلام نورانى مى فرماید: هرگاه افراد باشخصیت در مقابل نادانى که ناسزا مى گوید و اهانت مى کند سکوت کنند و بردبار باشند مردم به یارى آن ها برمى خیزند و شخص نادان بى ادب را بر سر جاى خود مى نشانند و چه بهتر که دشمن انسان به دست دیگران تنبیه شود.

در همین کلمات قصار نهج البلاغه در حکمت ۲۰۶ خواندیم که امام(علیه السلام) فرمود: «أَوَّلُ عِوَضِ الْحَلِیمِ مِنْ حِلْمِهِ أَنَّ النَّاسَ أَنْصَارُهُ عَلَى الْجَاهِلِ; نخستین سودى که شخص حلیم از حلم خود مى برد این است که مردم در برابر شخص جاهل از او حمایت مى کنند».

در حدیث دیگرى که در غررالحکم آمده همین معنى به تعبیر زیباى دیگرى بیان شده است. امام(علیه السلام) مى فرماید: «وجَدتُ الحِلمَ والاحتِمالَ أنْصَرَ لِى مِن شُجعانِ الرِّجال; بردبارى و تحمل را یاورى بهتر از مردان شجاع یافتم».[۳]

اضافه بر این، سکوت افراد باشخصیت در مقابل اینگونه افراد سبب مى شود خودشان شرمنده شوند و دهان فرو بندند همان گونه که در حکمت ۲۱۱ آمده بود: «وَالْحِلْمُ فِدَامُ السَّفِیه; حلم و بردبارى دهان بند سفیهان است». ولى اگر افراد باشخصیت به مقابله برخیزند، هم مقام خودشان را تنزل مى دهند و هم بر آتش جهل جاهلان مى افزایند و نتیجه معکوس خواهند گرفت.

مرحوم علامه شعرانى در پاورقى هایى که بر شرح اصول کافى مرحوم ملاصالح مازندرانى نوشته در تفسیر جمله «الحلم عشیره» چنین مى گوید: بعضى از افراد نادان چنین مى پندارند که حلم و بردبارى نشانه ضعف است و شخص نیرومند باغیرت هرگز آزار مردم را تحمل نمى کند زیرا قبول ظلم از ظلم کردن زشت تر و بدتر است

و گاه به آیه شریفه (فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ)[۴] و آیه شریفه (وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَا أُوْلِی الاَْلْبَابِ)[۵] و آیه (وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَاناً)[۶] استدلال مى کنند اضافه بر این، سکوت در برابر ظلم و رضایت دادن به آن سبب جرأت و جسارت شخص ظالم مى شود و افراد ظالم و بى ادب اگر بدانند انسان هاى باشخصیت، مأمور به سکوت اند بر ظلم و جسارتشان مى افزایند.

نامبرده در پاسخ این اشکال مى گوید: حلم و بردبارى جایى دارد و مطالبه حقوق جاى دیگر. آنچه مسلم است این است که انسان نباید تسلیم عواطف ناشى از شهوت و غضب شود به گونه اى که اختیار را از او سلب کند و در مسیر قوه وهمیه قرار گیرد بلکه واجب است مالک نفس خویش باشد. حتى قصاص و انتقام و ایستادنش در برابر شخص متجاوز باید به مقتضاى عقل باشد نه براى ارضاى عواطف و متابعت از هواى نفس و شهوات زیرا امتیاز انسان نسبت به حیوان در همین است و پیروى از حلم از وظایف انسان است نه پیروى از هوى، و آن چیزى است که ذخیره او براى قیامت مى شود و مقتضاى عقل همین است.[۷]

از بعضى روایات معصومین(علیهم السلام) استفاده مى شود که آن بزرگواران حتى طرز حلم کردن و برخورد با سفیهان و جاهلان را به ما آموخته اند.

در حدیث معروف عنوان بصرى که خدمت امام صادق(علیه السلام) براى آموختن علم آمد ازجمله مطالبى که امام(علیه السلام) به او فرمود این بود: من نُه چیز را به تو سفارش مى کنم که براى همه سالکان الى الله نیز همان را توصیه مى نمایم. سه نکته درباره ریاضت نفس است و سه نکته درباره حلم و سه نکته درباره علم. آن ها را به خاطر بسپار و در آن سستى مکن.

عنوان بصرى مى گوید: تمام فکر و قلبم را متوجه آن حضرت ساختم. فرمود: اما آنچه درباره ریاضت نفس است این است که هرگز چیزى را که به آن تمایل ندارى نخور که موجب حماقت است و هنگامى که سیر شدى دست به سوى غذا مبر و هنگامى که مى خواهى چیزى بخورى باید از حلال باشد و نام خدا را ببرى… .

و اما سه نکته اى که درباره حلم است: اگر کسى به تو بگوید: اگر یک سخن نسنجیده درباره من بگویى ده برابر آن را درباره تو مى گویم، تو در مقابل چنین شخصى باید بگویى: اگر ده گفتار نسنجیده بگویى حتى یکى هم نخواهم گفت و کسى که به تو دشنام و نسبت بد بدهد به او بگو: اگر در آنچه مى گویى صادق هستى از خدا مى خواهم مرا ببخشد و اگر کاذب هستى از خدا مى خواهم تو را ببخشد. وهرگاه به تو وعده شروبدى بدهد تو وعده نصیحت وخیرخواهى به او بده.

اما آن سه چیز که درمورد علم است این است که آنچه رانمى دانى از علما بپرس و بپرهیز از این که براى آزار و آزمودن از آن ها سؤال کنى، و از این که تنها به رأى خود چیزى را عمل کنى بپرهیز و راه احتیاط را در پیش گیر … .[۸]

نقطه مقابل حلم; حدّت، تندى و پرخاشگرى است. افرادى را سراغ داریم که با شنیدن یک جمله نامناسب از یک فرد نادان ناگهان تبدیل به کوره اى از آتش مى شوند و عکس العمل هاى تند و شدیدى نشان مى دهند که هم از مقام آن ها کاسته مى شود و هم شخص نادان را جسورتر مى کند و هم کسى به یارى آن ها برنمى خیزد.

لذا در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم: «الحِلمُ یُطْفِئُ نارَ الغضَبِ والحِدّهُ تُؤجِّجُ إحراقَه; حلم و بردبارى آتش غضب را خاموش مى کند اما حدت و تندى بر آتش آن مى افزاید».[۹]

در حکمت ۲۵۵ از نهج البلاغه نیز خواندیم: «الْحِدَّهُ ضَرْبٌ مِنَ الْجُنُونِ; حدت و تندى و تندخویى نوعى از جنون و دیوانگى است».

جالب این که افراد سفیه و نادان دوست دارند عکس العملى در برابر آن ها نشان داده شود تا به کار خود ادامه دهند و عقده دل را بگشایند اما هنگامى که به آن ها بى اعتنایى شود غمگین مى شوند. آیا بهتر نیست با بى اعتنایى آن ها را غمگین و مأیوس سازیم همانگونه که امیرمؤمنان(علیه السلام) مى فرماید: «إذا حَلُمتَ عن السَّفیهِ غَمَمْتَه فَزِدْه غمّاً بحِلْمِکَ عنه; هنگامى که در برابر شخص سفیه و نادان بردبارى نشان دهى غمگین مى شود. حال که چنین است با حلم خود بر غم و اندوه او بیفزا»[۱۰]. [۱۱]

*****
پی نوشت:
[۱]. فرقان، آیه ۶۳.
[۲]. فرقان، آیه ۷۲.
[۳]. غررالحکم، ح ۶۴۶۷.
[۴]. بقره، آیه ۱۹۴.
[۵]. بقره، آیه ۱۷۹.
[۶]. اسراء، آیه ۳۳ .
[۷]. شرح کافى، ج ۸، ص ۳۱۰.
[۸]. بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۲۶.
[۹]. غررالحکم، ح ۶۴۵۰.
[۱۰]. غررالحکم، ح ۶۳۸۹.
[۱۱]. سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب در این جا منبع دیگرى براى این گفتار موجز حکمت آمیز ذکر نکرده و ما هم جستوجو کردیم و منبع دیگرى جز نهج البلاغه نیافتیم جز این که در غررالحکم نیز با عین همین عبارت ذکر شده است. (غررالحکم، ح ۶۳۷۹) همچنین دانشمند معروف، واسطى نیز که در قرن ششم مى زیسته در کتاب عیون الحکم و المواعظ آن را آورده است. (عیون الحکم و المواعظ، ص ۳۸)

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir