محصول به سبد خرید اضافه شد
0

حکمت ۴۱۵ نهج البلاغه: بی‌وفایی و ناپایداری دنیا

تاریخ: 14 اردیبهشت 1399
بازدید: 30

بی‌وفایی و ناپایداری دنیا

 

سه ویژگى دنیا:

امام(علیه السلام) در این بیان کوتاه و حکیمانه پنج صفت براى دنیا بیان فرموده است. در سه وصف اول مى فرماید: «دنیا مى فریبد و زیان مى رساند و مى گذرد»; (فِی صِفَهِ الدُّنْیَا: تَغُرُّ وَتَضُرُّ وَ تَمُرُّ).

فریبندگى دنیا از طریق ظواهر پرزرق و برق آن است; اموال و ثروت ها، کاخ ها و زینت ها، مقام ها و قدرت ها; همه از مظاهر فریبنده دنیاست که گروه زیادى را به سوى خود جلب کرده و مى کند.

و زیان رساندن دنیا از طریق ناکامى ها، درد و رنج ها، شکست ها و مصیبت هاست. هنوز انسان دوران جوانى را طى نکرده برف پیرى بر سر و روى او مى نشیند و هنوز از قدرتش استفاده نکرده دیگران آن را از چنگ او درمى آورند. هنوز از سلامتى اش بهره مند نشده امواج بیمارى و درد و رنج او را احاطه مى کند اساساً فریبندگى دنیا گویا مقدمه اى براى زیان رساندن آن است; انسان را غرق نعمت مى کند ناگهان از او بازمى ستاند و گرفتار امواج غم و اندوه مى کند.

و گذرا بودن دنیا چیزى نیست که بر کسى مخفى باشد. تاریخ، بهترین شاهد و گواه آن است و حوادثى که با چشم خود در طول عمر دیده ایم گواه دیگرى است. فرعون ها و نمرودها و شدادها همه رفتند سلاطین بزرگ و قدرتمند و جهان گشا همگى در زیر خاک پنهان شدند. تنها کاخ هاى ویران شده آن ها باقى مانده است. در عمر خود نیز کسان بسیارى را دیده ایم که یک روز در اوج قدرت بودند و روز دیگر در نهایت ذلت.

بعضى از شارحان «تمُرُّ» را از ماده «مراره» به معناى تلخى دانسته و گفته اند: مفهوم کلام این است که دنیا مى فریبد و ضرر مى زند و تلخ مى شود.[۱]

آنگاه امام(علیه السلام) به چهارمین وصف دنیا پرداخته که حقارت آن را در پیشگاه خداوند روشن مى سازد، مى فرماید: «خداوند به (بخشیدن) آن به عنوان پاداش براى دوستانش، رضایت نداده و (گرفتن) آن را به عنوان کیفر دشمنانش نپذیرفته است»; (إِنَّ اللّهَ تَعَالَى لَمْ یَرْضَهَا ثَوَاباً لاَِوْلِیَائِهِ، وَ لاَ عِقَاباً لاَِعْدَائِهِ).

این تعبیرِ بسیار جالبى است. درست مثل این که کسى بگوید: فلان مبلغ ناچیز به قدرى بى اهمیت است که نمى تواند بخشیدن آن سبب تشویق دوستان و نبخشیدنش سبب مجازات دشمنان گردد و این نهایت حقارت دنیا را نشان مى دهد.
قرآن مجید در سوره زخرف مى فرماید: «(وَلَوْلاَ أَنْ یَکُونَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً لَّجَعَلْنَا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِّنْ فَضَّه وَمَعَارِجَ عَلَیْهَا یَظْهَرُونَ * وَلِبُیُوتِهِمْ أَبْوَاباً وَسُرُراً عَلَیْهَا یَتَّکِئُونَ * وَزُخْرُفاً وَإِنْ کُلُّ ذَلِکَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَالاْخِرَهُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ); اگر (تمکّن کفّار از مواهب مادى) سبب نمى شد که همه مردم، امت واحد (گمراهى) شوند، ما براى کسانى که به (خداوند) رحمان، کافر مى شدند خانه هایى قرار مى دادیم با سقف هایى از نقره و نردبان هایى که از آن بالا روند و براى اطاق هاى آن ها درهایى (پر زرق و برق) و تخت هایى (زیبا) قرار مى دادیم که بر آن تکیه کنند، و هرگونه زیورى را در اختیار آن ها مى گذاشتیم، ولى این ها همه، متاع زندگى دنیاست، و سراى آخرت نزد پروردگارت براى پرهیزکاران است».[۲]

البته خداوند اقوام متعددى را به عذاب هاى دنیوى گرفتار کرده است که در قرآن مجید نمونه هاى فراوانى از آن دیده مى شود ولى این به آن معنا نیست که فقط عذاب هاى دنیا و سلب نعمت ها جزاى کافران باشد; جزاى اصلى آن ها در قیامت است. همان گونه که قرآن مى فرماید: «(وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِّنَ الْعَذَابِ الاَْدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الاَْکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ); به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (عذاب آخرت) مى چشانیم، شاید بازگردند!».[۳]

در پنجمین و آخرین جمله امام(علیه السلام) شرح ناپایدارى دنیا را در لباس مثال گویایى بیان کرده، مى فرماید: «اهل دنیا همچون کاروانى هستند که هنوز رحل اقامت نیفکنده اند که قافله سالار فریاد مى زند ( کوچ کنید) و آن ها کوچ مى کنند»; (وَإِنَّ أَهْلَ الدُّنْیَا کَرَکْب بَیْنَاهُمْ حَلُّوا إِذْ صَاحَ بِهِمْ سَائِقُهُمْ فَارْتَحَلُوا).

اشاره به این که مردم دنیا حتى وضعشان از مسافران عادى نیز بدتر است زیرا مسافران عادى هنگامى که وارد منزلى شدند مقدارى در آن جا مى مانند و استراحت مى کنند و خود را آماده ادامه راه مى نمایند مگر این که قافله سالار بعد از اجازه اقامت احساس کند در آن منزلگاه خطرى است، در این صورت بلافاصله اعلام مى دارد همه برخیزند و آماده حرکت شوند و اهل دنیا درست به چنین قافله و قافله سالارى مى مانند و این مربوط به شرایط غیر عادى است.

*****
نکته:
ناپایدارى مواهب این جهان:
درباره بى وفایى و ناپایدارى دنیا تعبیرات مختلفى در روایات اسلامى دیده مى شود که هر یک از دیگرى گویاتر است از جمله:
گاه دنیا را تشبیه به پلى کرده اند که باید از آن عبور کرد و ایستادن و توقف بر آن معنا ندارد. «إِنَّمَا الدُّنْیا قَنْطَرَهٌ فَاعْبُرُوهَا وَلاَ تَعْمُرُوهَا».[۴]
در جایى دیگر دنیا به عنوان سراى عبور و نه دار اقامت معرفى شده است همان گونه که امام امیرمؤمنان(علیه السلام) در حکمت ۱۳۳ فرموده است: «الدُّنْیا دَارُ مَمَرّلاَ دَارُ مَقَر».
در تعبیر زیباى سومى دنیا تشبیه به لباسى شده که تمام آن از هم شکافته و تنها به نخى بند است که هر زمان احتمال مى رود آن نخ، پاره شود و لباس فرو افتد همان گونه که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «هذِهِ الدُّنْیا مِثْلُ ثَوْب شُقَّ مِنْ أَوَّلِهِ إلى آخِرِهِ فَیبْقى مُتَعَلِّقاً بِخَیط فى آخِرِهِ یوشَکُ ذلِکَ الْخَیطُ أنْ ینْقَطِع».[۵]
در تعبیر چهارمى دنیا تشبیه به سایه ابرها شده که هرگز پایدار نیست و همچون صحنه هاى دل انگیز خواب است که به زودى مى گذرد همان گونه که در غررالحکم از امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل شده است: «إنَّ الدُّنْیا ظِلُّ الْغَمامِ وَحُلُمُ الْمَنامِ».[۶]
در پنجمین تعبیر، وضعیت انسان در برابر دنیا تشبیه به سوارى شده است که براى استراحت و خواب نیمروز در سایه درختى در یک روز داغ تابستانى پیاده مى شود و بعد از ساعتى استراحت آن را ترک مى گوید و مى رود همان گونه که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: «إِنَّمَا مَثَلِى وَ مَثَلُ الدُّنْیا کَمَثَلِ رَاکِب مَرَّ لِلْقَیلُولَهِ فِى ظِلِّ شَجَرَه فِى یوْمِ صَیف ثُمَّ رَاحَ وَ تَرَکَهَا».[۷]
پیش از همه این ها قرآن مجید با مثال روشنى ناپایدارى و بىوفایى دنیا را ترسیم کرده است: «(وَاضْرِبْ لَهُمْ مَّثَلَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا کَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الاَْرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَکَانَ اللهُ عَلَى کُلِّ شَىْء مُّقْتَدِراً).[۸]
و عجیب این است که با این همه توصیف و تشبیه باز هم گروه کثیرى غافل اند و همچنان بر این دنیاى ناپایدار تکیه مى کنند و براى به دست آوردن گوشه اى از آن جانفشانى مى نمایند.[۹]
*****
پی نوشت:
[۱]. تمُر فعل لازم است و اگر به باب افعال برود بعضى گفته اند که معناى متعدى دارد و بعضى از ارباب لغت گفته اند که آن هم معناى فعل لازم دارد. ولى بودن آن به معناى مرور و عبور با آنچه در ذیل این گفتار حکیمانه آمده است و با تناسب مقام، مناسب تر است. به علاوه «تضر» معناى مرارت را نیز دارد و نیازى به تکرار نیست.
[۲]. زخرف، آیات ۳۳-۳۵.
[۳]. سجده، آیه ۲۱.
[۴]. بحارالانوار ، ج ۱۴، ص ۳۱۹، ح ۲۰.
[۵]. مجموعه ورّام، ج ۱، ص ۱۴۸.
[۶]. غررالحکم، ح ۲۱۶۶.
[۷]. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۱۹، ح ۱۱۱ .
[۸]. کهف، آیه ۴۵.
[۹]. سند گفتار حکیمانه: از کسانى که این کلام حکمت آمیز را در کتاب هاى خود آورده اند راغب اصفهانى در محاضرات و ماوردى در ادب الدنیا و الدین و آمدى در غررالحکم و ابن طلحه شافعى در مطالب السؤول است که بعضى از آن ها آن را با تفاوتى نقل کرده اند و این تفاوت نشان مى دهد مصدرى غیر از نهج البلاغه در اختیار داشته اند. میدانى نیز در مجمع الامثال آن را با تفاوت هایى نقل کرده است. همچنین طبرسى در مشکاه الانوار. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۹۳). اضافه مى کنیم که مجمع الامثال و مطالب السؤول این کلام را در ضمن یک کلام طولانى از امام(علیه السلام) نقل کرده اند.

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

۰۲۱۸۸۱۹۲۴۹۶-۰۹۰۳۶۵۵۶۲۰۸
با ما در تماس باشید

آدرس: استان : تهران - شهرستان : تهران - بخش : مرکزی - شهر : تهران - محله : نظامی گنجوی - کوچه شروان - خیابان ولیعصر - شروان - پلاک : -2442.0 - طبقه : 3 - واحد : 9

تمامی حقوق این سایت متعلق به نینوایان می باشد.
Copyright © 2025 neynavayan.ir